دهمین چاپ کتاب «صلحی که همه صلح‌ها را به باد داد» [A peace to end all peace] نوشته دیوید فرامکین [David Fromkin] توسط نشر ماهی منتشر شد. نویسنده در این کتاب شکل‌گیری خاورمیانه جدید پس از سقوط امپراتوری عثمانی را بررسی می‌کند.

صلحی که همه صلح‌ها را به باد داد [A peace to end all peace] دیوید فرامکین [David Fromkin] ت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دهمین چاپ کتاب «صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد: فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل‌گیری خاورمیانه‌ی معاصر[the fall of the Ottoman Empire and the creation of the modern Middle]» با شمارگان ۱۲۵۰ نسخه، ۶۱۴ صفحه و بهای ۸۸ هزار تومان منتشر شد. چاپ نخست این کتاب زمستان سال ۹۵ منتشر شده بود. چاپ‌های هشتم و نهم این کتاب نیز سال گذشته (۱۳۹۸) به ترتیب به بهای ۸۵ و ۸۸ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفتند.

فرامکین، حقوق دان و مورخی است که به صورت تخصصی در حوزه خاورمیانه فعالیت دارد و در دانشگاه روابط بین الملل تدریس می‌کند. او برای این کتاب نامزد جایزه National Book Critics Circle و همچنین پولیتزر شد.

کتاب در زبان اصلی در سال ۱۹۸۹ منتشر شده است. فرامکین در این اثر به شرح و تحلیل رویدادهایی که منجر به تجزیه امپراتوری عثمانی در هنگامه جنگ جهانی اول می‌پردازد و در نتیجه همین تجزیه بود که تغییرات وسیع در خاورمیانه ایجاد شد. فرامکین معتقد است این تغییرات به جنگ جهانی جدیدی منجر شد که همچنان ادامه دارد. نویسنده در این کتاب تنها به نقش اروپا در خاورمیانه نمی‌پردازد، بلکه تأثیر این دگرگونی در خود اروپا را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. گاه خواننده را با خود به دل بیابان‌های شبه‌جزیره‌ی عربستان می‌برد و با ماجراجویی‌های لارنس همگام می‌کند و گاه از اختلافات و مناقشات دولتمردان اروپایی در پایتخت‌هایشان پرده برمی‌دارد. می‌توان تاریخی را که این کتاب بدان پرداخته سِفر پیدایش قرن بیستم و خاورمیانه امروزی دانست.

«صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد» از سوی بسیاری از منتقدان تحسین شده است. ریچارد هولبروک نوشته‌است: «هیچ سیاست‌مداری بدون دانستن پیشینه منطقه خاورمیانه نمی‌تواند آن را به درستی بشناسد و از میان کتاب‌های زیادی که در مورد این منطقه نوشته شده‌است، هیچ‌کدام به پای حماسه تأثیرگذار فرامکین، نمی‌رسد.» ویلیام راجر لوئیس در مرور کتابی که برای نیویورک تایمز نوشت، کتاب فرامکین را عالی خواند.

کتاب ۱۲ بخش و ۶۱ فصل دارد. عناوین و سرفصل‌های بخش‌های کتاب به ترتیب از این قرار است: «در چهارراه تاریخ»، «کیچنر: نگاه به آینده»، «بریتانیا در باتلاق خاورمیانه»، «براندازی»، «متفقین در حضیض اقبال»، «دنیاهای تازه و ارض‌های موعود»، «حمله به خاورمیانه»، «غنایم جنگی»، «چون آب‌ها از آسیاب افتاد…»، «طوفان بر فراز آسیا»، «بازگشت روسیه به خاورمیانه» و «توافق ۱۹۲۲ خاورمیانه».

این کتاب همچنین با عنوان «صلح کردند که جنگ بماند: چگونگی فروپاشی امپراتوری عثمانی و برآمدن خاورمیانه جدید» در دو مجلد به قلم داود حیدری و مفید علیزاده نیز منتشر شده است. ناشر این ترجمه انتشارات دنیای اقتصاد است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...