بیست و دومین چاپ ترجمه داریوش آشوری از نمایشنامه «مکبث» [Macbeth] ویلیام شکسپیر [William Shakespeare] توسط انتشارات آگه منتشر شد. مکبث کوتاه‌ترین تراژدی شکسپیر است.

مکبث» [Macbeth] ویلیام شکسپیر [William Shakespeare]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگه بیست و دومین چاپ ترجمه داریوش آشوری از نمایشنامه «مکبث» ویلیام شکسپیر را با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه، ۱۶۴ صفحه و بهای ۶۴ هزار تومان منتشر کرد.

چاپ بیست و یکم این ترجمه سال گذشته (۱۳۹۹) با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۴۵ هزار تومان منتشر شده بود و تاریخ نخستین چاپ نیز ۱۳۷۱ است. کتاب پی‌گفتاری دارد به قلم بهرام مقدادی، زبان‌شناس، مترجم و منتقد ادبی و صاحب ترجمه‌هایی چون «دفتر یادداشت‌های روزانه» و «آمریکا» هر دو از کافکا و «شرق بهشت» اثر جان اشتاین بک و...

«مکبث» نیز مانند سایر آثار شکسپیر، محبوب مترجمان بوده است. یکی از نخستین این ترجمه‌ها از آنِ عبدالرحیم احمدی است که به سال ۱۳۳۶ توسط نشر نیل در دسترس مخاطبان قرار گرفت. مقدمه این نمایشنامه، ترجمه تحلیل موریس مترلینگ، اندیشمند بلژیکی بر مکبث بود. به سال ۱۳۴۰ نیز ترجمه بانو فرنگیس شادمان (نمازی) از این نمایشنامه توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب منتشر شد. بعدها علاءالدین پازارگادی، محمدصادق شریعتی، ابوالحسن تهامی، علیرضا مهدی پور، نسرین پوربهروز، خسرو شایسته، جواد ثابت نژاد، حمید الیاسی و... نیز ترجمه‌ای از این نمایشنامه را به دست دادند.

تراژدی «مکبث» کوتاه‌ترین و در عین‌حال یکی از مشهورترین نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر است که زندگی سردار سلحشوری به نام مکبث را روایت می‌کند که پادشاه (دانکن) او را از نزدیکان خود قرار داده و منصب مهمی را بدو واگذار می‌کند، اما مکبث به تحریک همسر جاه‌طلبش، پادشاه را زمانی که مهمانشان بود، می‌کشد و خودش جای پادشاه را می‌گیرد، اما همین قتل زندگی را بدل به جهنمی برای مکبث و بانو مکبث می‌کند.

در سیر روایی این نمایشنامه داریم که مکبث و بانکو به عنوان سرداران سپاه اسکاتلند در جنگ با نروژی‌ها پیروز شده و شکست سختی را به آنها وارد می‌کنند. در راه بازگشت به وطن با جادوگرانی مواجه می‌شوند که خبر از آینده می‌دهند. آنها مکبث را امیر کادور خواندند و امیرکادور دومین شخص پس از پادشاه بود، اما آن هنگام امیرکادور در قید حیات بودند. همچنین جادوگران گفتند که مکبث پادشاه خواهد شد و پس از او فرزندان بانکو به پادشاهی می‌رسند.

مکبث در راه بازگشت توسط پیک دانکن، پادشاه اسکاتلند باخبر می‌شود که امیر کادور به جرم خیانت به اعدام محکوم شده و پادشاه حکم امیری کادور را برای مکبث صادر کرده است و این پیام تکان دهنده درستی پیشگویی ساحران را به مکبث ثابت کرد.

پس از استقرار مکبث در کادور دانکن برای تقدیر از سردار پیروز به قصر او وارد می‌شود تا شب را نیز در کاخ او سر کند، اما نمی‌داند که مکبث به تحریک همسر جاه طلبش بانو مکبث، نقشه قتل او را طراحی کرده است. دانکن در خوابگاه خود به قتل می‌رسد اما مکبث صحنه را جوری بازسازی می‌کند که انگار دانکن به مرگ طبیعی مرده است. به هرحال دستان مکبث و همسرش به خون ولی‌نعمتشان که به نیکنامی و فروتنی شهره بود آلوده و همین باعث روان‌پریشی این دو می‌شود. مکبث پس از ریختن خون پادشاه دست به خون‌های دیگری نیز آلوده می‌کند و برای اینکه پیشگویی جادوگران درباره پسران بانکو محقق نشود، نقشه قتل آنها را می‌کشد. اما بانکو آنها را فراری می‌دهد، هرچند که خود کشته می‌شود. کم کم همه شخصیت‌های لایق به مخالفان مکبث بدل شده و به مالکوم، فرزند دانکن می‌پیوندند. سرانجام نیز لیدی مکبث خودکشی می‌کند و مکبث به دست مخالفان کشته می‌شود.

وقایع این نمایشنامه بیشتر در اسکاتلند می‌گذرد که در ایام سلطنت دانکن هنوز به انگلستان ملحق نشده بود. اساس این نمایشنامه ماخوذ از کتاب «تاریخ اسکاتلند» است که در سال ۱۵۷۷ توسط رالف هالین‌شد نوشته شد و البته شکسپیر در روند اقتباس خود تغییراتی را موافق با سبک درام‌نویسی خود در آن داد. بر اساس تاریخ هالین‌شد در میانه سال‌های ۱۰۴۰ تا ۱۰۵۷ پادشاهی قدرتمند به نام مکبث بر اسکاتلند حکومت می‌کرد.

نمایشنامه «مکبث» نیز مانند «اتللو»، «هملت» و «لیرشاه» متعلق به آخرین دوره نویسندگی شکسپیر است. در این دوران (احتمالا ۱۶۰۲ تا ۱۶۰۸) شکسپیر فقط تراژدی نوشت و در بیان افکار عمیق و خیالات و تصورات دقیق، قدرتمند عمل کرد. تراژدی «مکبث» مرحله‌ای است بسیار مهم در سیر تکامل هنر شکسپیر که جنگ میان عقل انسان را با امیالش به خوبی جلوه‌گر می‌کند. این اثر به قول «دریک تراورسی» شرح و بیان علل اختلالیست که در سکون و آرامش نظام اجتماعی رخ می‌دهد و نتیجه داستان بی هیچ شکی اخلاقیست.

اما نمایشنامه «مکبث» بارها مورد اقتباس سینمایی قرار گرفته است. به باور منتقدان سینما یکی از بهترین این اقتباس‌ها فیلم «سریر خون» اثر کارگردان شهیر تاریخ سینما یعنی آکیرا کوروساواست که به سال ۱۹۵۷ ساخته شد. هرولد بلوم، منتقد آمریکایی «سریر خون» را موفق‌ترین اقتباس از مکبث دانسته است.

اورسون ولز به سال ۱۹۴۸، رومن پولانسکی به سال ۱۹۷۱ و بلا تار به سال ۱۹۸۶ نیز اقتباس و روایت سینمایی خود از «مکبث» را ارائه کردند. لازم به توضیح است که به دلیل طراحی قدرتمند کاراکتر «بانو مکبث» در این نمایشنامه و ابعاد روان‌شناسانه او، بازی در این نقش محلی برای ابراز قدرت بازیگری در زنان است. به همین دلیل عموم بازیگران زن آرزوی ایفای این نقش حال چه اجرای صحنه‌ای مکبث چه اقتباس‌های سینمایی در آن را دارند. در فیلم‌های ساخته شده نیز بازیگران نقش بانو مکبث خوش درخشیده‌اند. به عنوان مثال در روایت رومن پولانسکی، بازی فرانچسکا آنیس بسیار مورد تحسین قرار گرفت.

شخصیت‌های این نمایشنامه نیز همیشه مورد علاقه روانکاوها بوده است و به همین دلیل نیز امروزه تحلیل‌های مهم و متنوعی از این شخصیت‌ها در دست داریم. یکی از تحلیل‌های مهم از آنِ زیگموند فروید است. فروید مکبث و لیدی مکبث را همچون دو نیمه مجزا اما مرتبط با یکدیگر در روند داستان می‌داند که دائماً یکدیگر را کامل می کنند و بر این اساس علیت واحدی را در معرض دید تماشاگران خود می‌گذارند.‏

فروید توازن و تعادل برقرار میان این دو شخصیت را با توجه به نقطه عطف عمل آنها، یعنی همان قتل دانکن در تقابل دوگانه ولی پیوسته و ممتد مطرح می‌کند و نکته قابل توجه آن ترس و هراس‌هایی که مکبث قبل از قتل دانکن داشته و ندایی را که به همه هشدار می‌دهد، می‌شنود. اما بعد از قتل دانکن این لیدی مکبث است که آشفتگی روانی پیدا می‌کند.

‏ از این منظره مکبث و لیدی مکبث در نظرگاه فروید دو پاره از شخصیتی واحد می‌توان در نظر گرفت که هر بخش آن به منظور انجام شخصیت دقیق، در قالب یک شخصیت مستقل و باورپذیر عمل می‌کند. از نظر فروید مدت زمان اتفاقات در نمایشنامه که چیزی حدود سه ماه است، اندک می‌نماید و برای انجام چنین جنایت‌هایی حداقل به ۱۰ سال زمان نیاز هست، کما اینکه تاریخ واقعی پادشاهی مکبث نیز حدودا ۱۷ سال بوده است.

اما درباره تحلیل فرویدی شخصیت لیدی مکبث کتاب «فروید و لیدی مکبث» به قلم محمدرضا فشاهی توسط انتشارات شب‌خیز منتشر شده است که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...