کمیک «دوزخ ضحاک» به تصویرگری کیاوش جاهد پارسا از سوی انتشارات هورخش منتشر شد.

دوزخ ضحاک کیاوش جاهد پارسا
 
به گزارش کتاب نیوز به نقل از به نقل از روابط عمومی استودیو هورخش، کمیک «دوزخ ضحاک» از سری رمان‌های گرافیکی انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» از سوی انتشارات هورخش منتشر شد.
کیاوش جاهد پارسا، نویسنده و تصویرگر این رمان گرافیکی است که با برداشتی آزاد از اساطیر کهن ایرانی نوشته و طراحی شده و اشکان رهگذر به عنوان مشاور در کنار این پروژه حضور داشته است.

در ابتدای این کتاب آمده است که؛ «ضحاک، سپه‌داری از سرزمین مردیسگرد، بعد از آنکه به ناحق بر تخت جمشیدشاه تکیه زد، با قیام کاوه‌ آهنگر رو‌به‌رو شد و سپس آفریدون او را شکست داد. یزدان پاک به آفریدون فرمان داد تا از کوباندن گرز گاوسارش بر سر ضحاک و انتقام، دوری کند؛ او را به دماوندکوه ببرد و به زنجیر بکشد. چراکه با کشتن ضحاک سیاهی و تباهی در جهان ریشه می‌دواند و پایدار می‌شود. پس ضحاک در قلب مقدس دماوندکوه به اسارت کشیده شد.»
کمیک «دوزخ ضحاک» در ادامه انتشار رمان‌های گرافیکی پیرامون انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» بعد از مجموعه چهار جلدی «جمشید» و مجموعه دو جلدی «ارشیا» از سوی انتشارات هورخش منتشر می‌شود. اشکان رهگذر، نویسنده و کارگردان انیمیشن سینمایی «آخرین داستان»، نویسنده و سرپرست طراحان کمیک‌های قبلی «آخرین داستان» بود.
کیاوش جاهد پارسا فارغ التحصیل رشته تصویرسازی از دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران است که پیش از این به عنوان طراحی کارکتر و استوری برد در ساخت انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» همکاری داشته است. او پیش از این دو انیمیشن کوتاه «هفت پیکر» و «در امواج سند» را کارگردانی کرده است که انیمیشن کوتاه «در امواج سند» برنده بهترین انیمیشن کوتاه از اولین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کیش شده است. جاهد پارسا در حال حاضر سرپرست بخش کمیک در استودیو هورخش است.
رمان گرافیکی دوزخ ضحاک از سوی انتشارات هورخش در ۷۲ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۸۰۰۰۰ تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...