کتاب «مشیر همایون شهردار» (مجموعه ۵۵ قطعه ضربی برای پیانو) با گردآوری و نت نویسی بهار برخوردار، منتشر و راهی بازار موسیقی شد.

مشیر همایون شهردار مجموعه ۵۵ قطعه ضربی برای پیانو بهار برخوردار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، بهار برخوردار مؤلف کتاب نت پیانو آثار «مشیر همایون شهردار» به بخش مهمی از تاریخچه پیانونوازی ایرانی در این اثر پرداخته و ۵۵ قطعه ضربی از آثار این هنرمند را که به صورت تکنوازی و گروه‌نوازی در سال‌های ۱۲۸۸ در لندن و ۱۳۱۲ در تهران بر روی صفحات گرامافون ضبط شده، به خط نت بین‌المللی برای پیانو برگردانده است.

مشیر همایون از تاثیرگذارترین پیانیست‌های دوره‌ی خود بوده است و همواره سبک و سیاق نوازندگی او در تاریخ موسیقی شایان ذکر و قابل بررسی است؛ به همین دلیل این کتاب بخش مهمی از تاریخچه پیانونوازی موسیقی ایرانی محسوب می‌شود.

برخوردار که تحصیل کرده موسیقی است، پیش از این «ردیف پیانو استاد مرتضی محجوبی» را در سال ۱۳۹۷ برای اولین بار به خط نت بین‌المللی منتشر کرد که از سوی سازمان میراث فرهنگی به پرونده میراث ناملموس ملی اضافه شد و هم‌اکنون در آستانه چاپ سوم قرار دارد. به تازگی اجرای این بانوی هنرمند از کتاب ردیف پیانو استاد محجوبی بر روی پلتفرم‌های موسیقی بین‌المللی در دسترس جهانیان قرار گرفته است.

چاپ اول این کتاب در پاییز امسال توسط انتشارات فرهنگ و هنر صورت گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...