کتاب‌های «روز یک طالع بین» ترجمه «حسین بیدارمغز» و «واپسین عشق» ترجمه جمعی از مترجمان در انتشارات «قصه باران» به چاپ رسید.

روز یک طالع بین حسین بیدارمغز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا،‌ امیر عربلو (مدیر انتشارات قصه باران) گفت: این انتشارات قصد دارد از حرکت‌هایی مانند تجاری کردن کتاب و کتابسازی دور باشد و با اقدامات فرهنگی مخاطبان را با ادبیات جدی‌تر آشنا کند. در همین راستا این کتاب‌ها با قیمت پایین از داستان‌هایی از نویسندگان مطرح جهان که در ایران کمتر شناخته شده‌اند، چاپ شده است که می‌تواند خوانندگان را از فضای کلاسیک جدا و با جهان تازه‌ی داستانی آشنا کند و بعد آشنایی فرهنگی ایرانیان را با نویسندگان مشهور و کمتر شناخته شده وسعت ببخشد.

کتاب «روز یک طالع بین» آثاری متنوع از نویسندگان شناخته شده و ناآشنا در ایران را دربرمی‌گیرد و داستان کوتاه می‌تواند نوعی از خوانش لذت‌بخش یک اثر کامل را ایجاد کند. همچنین در کتاب «واپسین عشق»، مترجمین قدیمی مانند سعید کلاتی، مجید عمیق، حبیب یوسف‌زاده در کنار مترجمینی جوان مانند بنفشه میرزایی، مینا وکیلی‌نژاد، مرضیه ارشادی، غزال بیگی حضور دارند که هریک با ترجمه‌ خود، داستان و سبک کوتاهی از نویسندگانی مانند زیدی اسمیت، تیم کپل، ام. ار. جیمز و دیگران هستند.

این کتاب‌ها از طیف داستانی گوناگونی برخوردارند که می‌توانند مخاطب را پس از خوانش راضی نگه دارند و در برگیرنده‌

کتاب «واپسین عشق» با داستان‌ها و معرفی کوتاهی از نویسندگان زیر است:
تیم کپل، زیدی اسمیت، ام.آر.جیمز، هنری اسلسار، آر.کی.نارایان. ادوارد فورستر، ریچارد ادلمن، مجموع نه داستان متفاوت است که با ترجمه‌ی سعید کلاتی، مرضیه ارشادی، غزال بیگی، حبیب یوسف‌زاده، مجید عمیق، بنفشه میرزایی، سارا قنبری، مینا وکیلی نژاد راهی بازار شده است. این مجموعه طیف وسیعی از داستان‌های مدرن و کلاسیک را دربرمی‌گیرند که می‌توانند مخاطبین را با داستان‌های مشهور جهان و البته کمتر شناخته شده در ایران آشنا کنند. در ابتدای هریک از داستان‌ها معرفی کوتاهی از نویسنده‌ی آن آورده شده است.

در کنار «روز یک طالع‌بین» از نویسندگان معروفی همچون مارک تواین، آنتوان چخوف، جورج اورول، آر.کی.نارایان، اچ.اچ.مونرو در کنار الکساندر کوپرپن، لنگستون هیوز، خوزه فرانسیس داستانهایی انتخاب شده است که برای خوانندگان خوشایند خواهد بود.

داستان کوتاه اگر چه در ایران کمتر از رمان مورد استقبال است، اما یک اثر ادبی واحد محسوب می‌شود. همچنین اگرچه نمی‌تواند معرف تمام آثار یک نویسنده باشد اما می‌تواند باب خوانش دیگر آثار را وی را برای مخاطب پدید آورد.

واپسین عشق با قیمت ۱۸ هزار تومان و روز یک طالع‌بین با قیمت ۲۶ هزار تومان به چاپ رسیده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...