مجموعه داستان‌های نویسندگان زن ژاپن با عنوان «ساعت جزر و مد» و ترجمه زهره خلیلی از سوی نشر هنوز منتشر شد.

ساعت جزر و مد زنان ژاپنی در بازار کتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، داستان‌های این مجموعه طیف وسیعی از موقعیت‌ها و سبک‌های ادبی را در بازه زمانی یک قرن در بر می‌گیرد. چنین رنگین‌کمانی از صداهای متفاوت را در کمتر مجموعه‌ای می‌توان دید.

برخی از نویسندگان این مجموعه شهرت جهانی دارند؛ مانند یوکو تاوادا، میکو کاواکامی، یوکو تسوشیما، کیوکو هایاشی، میری میو، آنا اوگینو، یوکو اوگادا، کازوکو سائگوسا و برخی دیگر نویسندگانی‌اند که شهرتی نداشته‌اند اما به تازگی شناخته شده‌اند. که در انتهای کتاب توضیح مفصلی در معرفی آنها و برهه تاریخی فعالیت‌شان آمده است.

روایت‌های این مجموعه شرح دشواری‌های زندگی قهرمانان داستان‌هاست و تغییرات فرهنگی و اجتماعی زنان ژاپن را در گذری صد ساله به خوبی نشان می‌دهد.

شباهت زندگی زنان ژاپنی و زنان ایرانی در این داستان‌ها، کتاب را برای خوانندگان می‌تواند جذاب‌تر کند.

«ساعت جزر و مد» شامل هفده داستان است که در این مجموعه ۴۳۲ صفحه‌ای با قیمت ۶۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...