مجموعه داستان‌های نویسندگان زن ژاپن با عنوان «ساعت جزر و مد» و ترجمه زهره خلیلی از سوی نشر هنوز منتشر شد.

ساعت جزر و مد زنان ژاپنی در بازار کتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، داستان‌های این مجموعه طیف وسیعی از موقعیت‌ها و سبک‌های ادبی را در بازه زمانی یک قرن در بر می‌گیرد. چنین رنگین‌کمانی از صداهای متفاوت را در کمتر مجموعه‌ای می‌توان دید.

برخی از نویسندگان این مجموعه شهرت جهانی دارند؛ مانند یوکو تاوادا، میکو کاواکامی، یوکو تسوشیما، کیوکو هایاشی، میری میو، آنا اوگینو، یوکو اوگادا، کازوکو سائگوسا و برخی دیگر نویسندگانی‌اند که شهرتی نداشته‌اند اما به تازگی شناخته شده‌اند. که در انتهای کتاب توضیح مفصلی در معرفی آنها و برهه تاریخی فعالیت‌شان آمده است.

روایت‌های این مجموعه شرح دشواری‌های زندگی قهرمانان داستان‌هاست و تغییرات فرهنگی و اجتماعی زنان ژاپن را در گذری صد ساله به خوبی نشان می‌دهد.

شباهت زندگی زنان ژاپنی و زنان ایرانی در این داستان‌ها، کتاب را برای خوانندگان می‌تواند جذاب‌تر کند.

«ساعت جزر و مد» شامل هفده داستان است که در این مجموعه ۴۳۲ صفحه‌ای با قیمت ۶۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...