آثار منتشر نشده «کورت ونه‌گات» به زودی درقالب کتاب الکترونیکی منتشر می‌شوند.

به گزارش ایبنا، به نقل از نیویورک تایمز، دیروز (چهارشنبه) انتشارات رندوم هاوس اعلام کرد، دلاکورت پرس از ناشران زیرمجموعه این انتشاراتی بزرگ، مجموعه 14 داستان کوتاه "کورت وونه‌گات" را که تاکنون منتشر نشده، به صورت تک داستان و در قالب کتاب الکترونیکی منتشر می‌کند.

این 14 داستان قرار است در یک مجموعه، با جلد سخت و با عنوان «به جوجو نگاه کن» در تاریخ 20 اکتبر (28 مهر) به وسیله همین ناشر منتشر شود.


بر مبنای برنامه‌ریزی این ناشر، نخستین داستانی که از این مجموعه به صورت کتاب الکترونیکی منتشر می‌شود «سلام رد» نام دارد که 25 آگوست (3 شهریور) در دسترس خواهد بود. دومین داستان با عنوان «مورچه‌های زهره ترک شده»‌ 29 سپتامبر (7 مهر) منتشر می‌شود و بقیه داستان‌ها نیز در تاریخ 20 اکتبر و همزمان با انتشار مجموعه داستان در قالب یک کتاب، به صورت کتاب الکترونیکی نیزبه انتشار می رسند.

رندوم هاوس افزود: این مجموعه از میان داستان‌های منتشر نشده کورت وونه‌گات که پس از درگذشت او در میان دست نوشته‌هایش به دست آمد، تهیه شده. روح کلی حاکم بر داستان‌های این کتاب «هشدارآمیز و امیدوارانه» است.


اولین مجموعه از آثار منتشر نشده وونه گات در سال 2008 با عنوان «بازنگری در نبرد نهایی» منتشر شد. این کتاب مانند دیگر آثار وی درباره جنگ است و 9 قطعه از 13 اثر موجود در آن، دقیقا درونمایه جنگی دارد. علاوه بر این، تعدادی از قصه‌ها هم درباره ویرانی‌های پس از جنگ و زندانیان جنگی است.

«کورت وونه‌گات» در آوریل 2007 در 84 سالگی درگذشت. او بیش از هر چیز در آثارش به درباره جنگ و عوارض آن پپرداخته و هر چند در بسیاری از موارد از زبان طنز بهره می‌گیرد، اما تلخی آنچه خود او به چشم دیده، همیشه در آثارش وجود دارد.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...