جایزه کتاب شرلی جکسون [shirley jackson] امسال اسامی برندگانش را در حوزه‌های مختلف اعلام کرده است. اسامی نامزدهای نهایی این جایزه ادبی در ماه ژوئن اعلام شده بود.

تنها هندی‌های خوب [the only good indian]، استفن گراهام جونز [Stephen Graham Jones]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جایزه کتاب شرلی جکسون امسال اسامی برندگانش را در حوزه‌های مختلف اعلام کرده است. اسامی نامزدهای نهایی این جایزه ادبی در ماه ژوئن اعلام شده بود. شرلی هاردی جکسون نویسنده رمان و داستان کوتاه آمریکایی بود. معروف‌ترین اثر وی داستان کوتاه لاتاری است که برای اولین بار در مجله نیویورکر به چاپ رسید و از مشهورترین داستان‌های کوتاه قرن بیستم است.

وی بیش از ۱۰۰ داستان کوتاه نوشته‌است بر اساس برخی از آثار جکسون مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی خلق شده‌است. نویسنده مطرحی در دوره حیاتش بود و در سال های اخیر نیز کارهای او توجه بسیاری از منتقدان را به خود جلب کرده است او هشت عنوان رمان در کارنامه‌اش دارد که «آشیانه پرنده» و «ما همیشه در قلعه زندگی می‌کنیم» از جمله آنهاست. او چهار عنوان کتاب نیز برای کودکان نوشته است. در ۸ آگوست ۱۹۶۵ درگذشت. در سال ۲۰۰۷ جایزه شرلی جکسون توسط بنیاد وی تاسیس شد.

اسامی برندگان همراه نامزدهای نهایی بخش‌های مختلف این جایزه طبق زیر اعلام شده است:

رمان
برنده: تنها هندی‌های خوب [the only good indian]، نوشته استفن گراهام جونز [Stephen Graham Jones]/ انتشارات ساگا پرس
نامزدهای نهایی:
خواهران، نوشته دیسی جانسون/ انتشارات جاناتان کیپ
مرگ در دستانش، نوشته آتوسا مشفق/ انتشارات پنگوئن
وحشی مکزیکی، نوشته سیلویا مورنو گارسیا/ انتشارات دلری و پنگوئن
شکوه قهرمانان بد، نوشته امیلی دانفورت/ انتشارات ویلیام مورو
داستان حقیقی، نوشته کیت رید پتی/ انتشارات وایکینگ

رمان کوتاه
برنده: شب مانکن‌ها، نوشته استفن گراهام جونز/ انتشارات تور
نامزدهای نهایی:
بهترین‌های دو دنیا، نوشته اس. پی. میسکوفسکی/ انتشارات ترپیداتیو
تاریخچه یک جلاد، نوشته کلانسی مک‌گیلیگان/ انتشارات دانشگاه میامی
فریاد حلقه، نوشته پی. جلی کلارک/ انتشارات تور
آگاتا بارن: داستان مزرعه یک نجار، نوشته مایکل بایلی/ انتشارات رایتن بکواردز
آهنگ دیوانه او، نوشته سی. جی. هالبارد/ انتشارات فایرپرس

داستان کوتاه
برنده: مردی نبود که با او ازدواج کردم، نوشته ار. ای. باسبی/ انتشارات بلک پتالز
نامزدهای نهایی:
حفره‌ها، نوشته ار. ای. باسبی/ انتشارات گریویارد اسمش
بارهای مطبوع، نوشته روکسانا گی/ انتشارات آمازون
دخترتان شبیه عروسک نیست، نوشته توبی اگوندیرا/ انتشارات شورلاین
بازی حافظه، نوشته فرانکی هابر/ انتشارات گراویتی

مجموعه داستان
برنده: شتاب: مجموعه داستان، نوشته کیت کوجا/ انتشارات میرکات پرس
نامزدهای نهایی:
استقرار در جهان، نوشته ام. جان هاریسون/ انتشارات کاما پرس
مانکن و همسر، نوشته جن فاکیس/ انتشارات ال. اس. یو پرس
مکان‌های باریک، نوشته کی چرونیستر/ انتشارات اندرتو
تمام ساعت‌های یک روز، نوشته جی. دی. اسکات/ انتشارات لیک فارست کالج
بعد از یک حادثه صنعتی، نوشته مایک آلن/ انتشارات میتیک

................ هر روز با کتاب ...............

شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...