رمان «ایرادی در کار است» [The Anomaly (L'Anomalie)] اثر اروه لوته لیه [Hervé Le Tellier] با ترجمه محمود سلطانیه و حامد فولادوند از سوی نشر شما و انتشارات بهجت راهی بازار نشر شده است.

ایرادی در کار است» [The Anomaly (L'Anomalie)] اثر اروه لوته لیه [Hervé Le Tellier]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان «ایرادی در کار است» بخشی از وجود ما را کاوش می‌کند که همیشه سعی داشتیم از آن فرار کنیم. شاهکاری ماندگار که در آن منطق و خرافات در مقابل هم قرار می‌گیرند.

یک چیز قابل تحسین وجود دارد که همیشه از دانش، هوش و حتی نبوغ پیشی می‌گیرد و آن عدم درک است.

در ژوئن 2021، رویدادی دیوانه‌کننده در پرواز پاریس - نیویورک زندگی صدها زن و مرد را زیر و رو می‌کند. فرود اجباری و قرنطینه‌کردن مسافران و خدمه نشان می‌دهد که چیزی «ناجور» و نامرسوم مشاهده شده؛ نوعی «آنومالی» (Anomalie) و ناهمخوانی در این رویدادِ مرموز ذهنیت متخصصان را مشغول و نگران کرده‌ است. به زبانی دیگر، چیزی در این قضیه می‌لنگد و «ایرادی در کار است».

به اعتقاد متخصصین ادبیات، مکتب ادبی اولیپو که خود را از ابتدا به عنوان لابراتوار و آزمایشگاه «آفرینش ادبی باالقوه» معرفی کرده‌است و مرزهای مصنوعی میان جهان ادبیات، هنر و دنیای علوم دقیقه را برداشته در رمان «ایرادی در کار است»، به اوج رسیده‌ است.

اِروه لوتلیه به‌گونه‌ای این شاهکار را خلق کرده‌ است که در کنار پایبندبودن به سبک‌های ادبی مدرن بر محدودیت‌های ادبی، هوشمندانه غلبه کرده و خواننده را با ترکیبی از ژانرهای مختلف ادبی از یک داستان هیجان انگیز، علمی تخیلی و عامه‌پسند گرفته تا یک رمان روانشناسی و فلسفی با رویکردی درون‌نگر که مملو از اشارات ادبی‌ست، مواجه می‌کند. و داستانی تحسین‌ برانگیز و درخشان را در مقابل خواننده می‌گذارد تا با خواندنش لذت وافر ببرد. به همین خاطر کتاب طیف وسیعی از مخاطبین از متخصصین ادبی گرفته تا خواننده عام را به خود جلب کرده و فروشی چند میلیون نسخه‌ای در مدت زمانی کوتاه داشته‌است.

کاندیدشدن در مهم‌ترین جوایز ادبی جهان و برنده‌شدن جایزه معتبر گُنکور سال 2020 فرانسه در کنار ترجمه‌شدنش به بیش از 37 زبان نشان دهنده این است که خواننده کتاب با یک شاهکار ادبی روبروست.

اِروه لوتلیه برنده گنکور سال 2020 که مهمترین جایزه ادبی فرانسه است، آفریننده داستانی که ازسویی، بیانگر دل‌شوریدگی و نیست‌انگاری و پوچی آغاز هزاره سوم است. نویسنده از علاقه‌مندان آلبر کامو و ایوان گنچاروف، خالق آبلوموف است؛ و از سوی دیگر، شکلی پلیسی ـ اجتماعی و پردازشی به سبک سینمای علمی ـ تخیلی­ دارد.

در کنار ادبیات، شعر و رمان عاشقانه (برنده جایزه سال 2004)، وی دارای مدارک عالی تحصیلی در زمینه­‌های زبانشناسی، فلسفه و ریاضیات است. همچنین طنزنویسی تلخ (برنده جایزه سال 2013) و روزنامه‌­نگاری شناخته‌شده در حوزه­ ی نقدِ آشپزی و سینما است.

لوتلیه از سال 1992 عضو نهضت ادبی اولیپو Oulipo است که در سال 1960 توسط رمون کِنو و فرانسوا لو لیونه بوجود آمد. پیشینه فرهنگی و ادبی ـ علمی درخشان و تجربه دیرنه او در اولیپو موجب شد که در سال 2019 ، اِروه لوتلیه به ریاست این نهضت ادبی برگزیده شود.

رمان یادشده به عقیده قریب به اتفاق منتقدان ادبی، نقطه­ اوجی است برای نهضت ادبی اولیپو و یکی از شاخص­‌ترین رمان‌­های قرن بیست­‌ویکم ادبیات فرانسه است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...