ترجمه انگلیسی کتاب «قصه‌های مجید» [The Tales of Majid]، نوشته هوشنگ مرادی‌کرمانی توسط انتشارات شمع و مه در نمایشگاه کتاب تهران رونمایی می‌شود.

قصه‌های مجید» [The Tales of Majid] هوشنگ مرادی‌کرمانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، افشین شحنه‌‌تبار، مدیر انتشارات ایرانی انگلیسی شمع و مه، از انتشار ترجمه انگلیسی کتاب «قصه‌های مجید»، نوشته هوشنگ مرادی کرمانی برای عرضه در نمایشگاه کتاب تهران خبر داد.

وی ادامه داد: این کتاب توسط کارولین کراسکری [caroline croskery] شرق‌شناس و محقق دانشگاه یوسی‌ال‌ای آمریکا، به انگلیسی برگردان شده و کار ویراستاری اثر نیز بر عهده لیزا نوریس بوده است.

قصه‌های مجید اثر تحسین‌برانگیز هوشنگ مرادی‌کرمانی است که با ساخت نسخه سینمایی آن شناخته شد و مورد استقبال بسیاری از مخاطبان قرار گرفت. مرادی‌کرمانی در مصاحبه‌ای گفته بود که برای انتشار این کتاب 9 ماه تمام از این ناشر به آن ناشر می‌رفته و هیچ ناشری حاضر به انتشار این کتاب نمی‌شده است، آنها می‌گفتند این طرز نوشتن را کسی نمی‌پسندد.

حالا اما «قصه‌های مجید» نه تنها با خاطرات کودکی اغلب جوانان امروز پیوند خورده است؛ بلکه به گفته مترجم، انگلیسی زبان‌ها نیز با خواندن آن شگفت‌زده خواهند شد.

کارولین‌کراسکری مترجم این اثر به تسنیم گفت: «قصه‌های مجید» داستان بی‌نظیری است که بخشی از فرهنگ ایرانیان را به‌شیوه‌ای کاملا‌ً جذاب بیان کرده است. من فکر می‌کنم باید به خانه مردم نزدیک شویم، به خانه مردم برویم با کتاب و داستان مردم را از نزدیک نشان دهیم‌ تا بفهمند ما در زبان و دین فرق می‌کنیم،‌ اما همه انسانیم و شبیه هم؛ اینگونه دو ملت به هم نزدیک می‌شوند.

نسخه انگلیسی «قصه‌های مجید» شامل 25 داستان است که توسط کارولین کراسکری به انگلیسی ترجمه شده و قرار است توسط انتشارات شمع و مه در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شود. همچنین ناشر، تور کتاب‌گردی در انگلستان نیز برای کتاب مهیا کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...