یک نویسنده ناشر مولف پس از دریافت جایزه ادبی،‌ موفق شد ۵۰هزار نسخه از کتاب‌ خود را به فروش برساند.

به گزارش ایسنا به نقل از ایندیپندنت،‌ «دیوید لیدبیتر»‌ نویسنده ناشر مولفی است که در سال ۲۰۱۷ جایزه ادبی ۲۰هزار پوندی قصه‌گویی کیندل آمازون را برای کتاب «شکارچیان عتیقه» دریافت کرد.

کتاب او به پرفروش‌ترین کتاب «کیندل» آمازون‌ تبدیل شد و رتبه نخست کتاب‌های پرفروش استرالیا را در سال انتشار خود کسب کرد. کتاب «شکارچیان عتیقه» پنجمین کتابی بود که «لیدبیتر» به صورت ناشر مولف منتشر کرد.

سال گذشته نیز «هانا لین» جایزه ۲۰ هزار پوندی داستان‌گویی کیندل آمازون را از آن خود کرد. حالا آمازون از نویسندگان سراسر جهان برای شرکت در سومین دوره از جایزه قصه‌گویی کیندل دعوت کرده است.

«ماریلا فراستراپ» روزنامه‌نگار،‌ مجری و یک کتاب‌خوان حرفه‌ای و «هانا لین»‌ برنده سال گذشته این جایزه از اعضای هیئت داوران رقابت کتاب‌های مجازی کیندل آمازون خواهند بود.

«فراستراپ»‌ بیان ‌کرد: «بسیار مفتخر هستم که در این رقابت ادبی حضور دارم.»‌

 «کندیس کارتی ویلیامز» نویسنده پرفروش نیز در این‌باره گفت: «جایزه قصه‌نویسی کیندل به نویسندگان این امکان را می‌دهد تا بدون درنظر گرفتن میزان تجربه و جنسیت، آثار خود را به دست میلیون‌ها نفر برسانند.»‌

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...