رمان «اندوه به‌خصوص کیک لیمویی» نوشته ایمی بندر با ترجمه لیلا حیدری توسط نشر خزه منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب یکی از عناوین پرفروش نیویورکر و اولین اثری است که از ایمی بندر در ایران منتشر می‌شود.

بندر نویسنده و دارای مدرک دکترای ادبیات است. او در آثارش، دست به خلق شخصیت‌هایی می‌زند که توانایی‌های عجیب دارند و پا به دنیای مردم عادی می‌گذارند. آثار این نویسنده تا به حال به ۱۶ زبان ترجمه شده‌اند که «اندوه به‌خصوص کیک لیمویی» جایگاه بالایی بین آن‌ها دارد.

این‌ رمان درباره دختری نوجوان است که با خوردن تکه‌ای از یک کیک لیمویی، ناگهان به جهان پشت هر غذا دست پیدا می‌کند؛ از احساسات کشاورزانی که سبزیجات و میوه‌ها را کاشته‌اند تا حال و هوای رانندگان حامل آن‌ها، فروشندگان مواد خوراکی و حتی آشپزهایی که غذا را پخته‌اند. به‌این‌ترتیب او از بسیاری از اسرار مگو و ناگفته سر درمی‌آورد؛ غم،‌ شادی، حسرت، امید، وفاداری، بی‌وفایی و هر احساس دیگری که تهیه‌کنندگان هر غذا تجربه کرده‌اند.

این وضعیت برای دختر داستان، اندوهبار می‌شود به‌ویژه این‌که او برادری با بیماری روانی دارد و این اتفاق اوضاع و احوالش را پیچیده‌تر کرده است. با این‌همه او امیدوار آمدن آینده است.

«اندوه به خصوص کیک لیمویی» رمانی در ستایش امید، بخشندگی و اهمیت هر غذایی است که پخته و به دست مصرف‌کننده رسیده است.

این کتاب با ۲۸۸ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...