رمان «اندوه به‌خصوص کیک لیمویی» نوشته ایمی بندر با ترجمه لیلا حیدری توسط نشر خزه منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب یکی از عناوین پرفروش نیویورکر و اولین اثری است که از ایمی بندر در ایران منتشر می‌شود.

بندر نویسنده و دارای مدرک دکترای ادبیات است. او در آثارش، دست به خلق شخصیت‌هایی می‌زند که توانایی‌های عجیب دارند و پا به دنیای مردم عادی می‌گذارند. آثار این نویسنده تا به حال به ۱۶ زبان ترجمه شده‌اند که «اندوه به‌خصوص کیک لیمویی» جایگاه بالایی بین آن‌ها دارد.

این‌ رمان درباره دختری نوجوان است که با خوردن تکه‌ای از یک کیک لیمویی، ناگهان به جهان پشت هر غذا دست پیدا می‌کند؛ از احساسات کشاورزانی که سبزیجات و میوه‌ها را کاشته‌اند تا حال و هوای رانندگان حامل آن‌ها، فروشندگان مواد خوراکی و حتی آشپزهایی که غذا را پخته‌اند. به‌این‌ترتیب او از بسیاری از اسرار مگو و ناگفته سر درمی‌آورد؛ غم،‌ شادی، حسرت، امید، وفاداری، بی‌وفایی و هر احساس دیگری که تهیه‌کنندگان هر غذا تجربه کرده‌اند.

این وضعیت برای دختر داستان، اندوهبار می‌شود به‌ویژه این‌که او برادری با بیماری روانی دارد و این اتفاق اوضاع و احوالش را پیچیده‌تر کرده است. با این‌همه او امیدوار آمدن آینده است.

«اندوه به خصوص کیک لیمویی» رمانی در ستایش امید، بخشندگی و اهمیت هر غذایی است که پخته و به دست مصرف‌کننده رسیده است.

این کتاب با ۲۸۸ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...