«فرانکنشتاین» [Frankenstein] اثر مری شلی [Mary Shelley] با ترجمه فرشاد رضایی منتشر شد.

فرانکنشتاین» [Frankenstein] اثر مری شلی [Mary Shelley]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «فرانکشتاین یا پرومته مدرن»با ترجمه فرشاد رضایی از سوی انتشارات ققنوس روانه بازار کتاب شد.

در پشت جلد این کتاب که در واقع ترجمه‌ای کامل از نخستین نسخه منتشر شده از این کتاب در سال ۱۸۱۸ است، چنین آمده:

«در قرن هجدهم، وقتی داستان با وحشت و وهم، با راز و ابهام، مرگ و نفرین، موجودات غیرطبیعی و قوانین فراواقعی درآمیخت، گونه‌ای ادبی متولد شد با عنوان «گوتیک».

ادبیات گوتیک پر است از پدیده غیرعادی، از تصویر و خیال؛ گاه مجودات عجیب و غریب در آن دلبری می‌کنند و دل می‌بازند، گاه آدم‌های عادی پا از دنیای معقول و معمولی‌شان فراتر می‌گذارند. بنابراین در آثار گوتیک در عین حال که تاکید بر احساسات است، وجه لذت‌بخش ترس نیز چاشنی روایت می‌شود. چنین است که داستان‌ها و رمان‌های این گونه ادبی از قلعه اونتاریو و دراکولا و فرانکشتاین گرفته تا سرود کریسمس و شبح اپرا، بارها و بارها تلخیص شده‌اند، روایت‌ها و قرائت‌های متعدد دارند، به زبان‌های بسیار ترجمه شده‌اند و اقتباس‌های سینمایی موفقی از آنها ارائه شده است.

گروه انتشاراتی ققنوس، بنا به اهمیت و جذابیت این گونه ادبی، تصمیم گرفته عناوینی از آثار گوتیک را که اهمیت بیشتری دارند از زبان اصلی به فارسی برگرداند تا مخاطبان این فرصت را پیدا کنند که با روایات صحیح و دقیق این آثار آشنا شوند.»

این کتاب در ۳۲۴ صفحه منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...