بیست و سومین چاپ ترجمه احمد کسایی‌پور از «مزرعه حیوانات» جورج اورول منتشر شد.

مزرعه حیوانات جورج اورول

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر ماهی بیست و سومین چاپ رمان «مزرعه حیوانات» را با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه، ۱۴۶ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان منتشر کرد. نخستین چاپ این ترجمه بهار ۹۴ با شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و بهای ۶,۵۰۰ تومان و چاپ ۲۲ آن نیز زمستان سال گذشته (۱۳۹۸) با شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و بهای ۱۵ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بودند. اورول برای ترجمه اکراینی این رمان مقدمه‌ای نوشت بود که کسایی پور آن مقدمه را نیز ترجمه و در ابتدای کتاب درج کرده است.

رمان «مزرعه حیوانات» از جمله آثار شاخص ادبیات رمزی است که به نقد آرمانشهر کمونیستی می‌پردازد. این اثر در طول جنگ جهانی دوم نوشته شد و سال ۱۹۴۵ در انگلستان برای نخستین بار رنگ انتشار به خود دید. اورول دلزده از سلطه جویی نظام استالینی و برای گریز از طعن و لعن چپ‌های افراطی به زبان تمثیل و استعاره روی آورد و اثری ضد استبدادی را در ۱۰ فصل پدید آورد که برای همیشه تاریخ خواندنی است.

مزرعه حیوانات درباره گروهی از جانوران اهلی است که در اقدامی آرمان‌گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای جونز) را از مزرعه‌اش فراری می‌دهند تا خود اداره مزرعه را به‌دست گرفته و «برابری» و «رفاه» را در جامعه خود برقرار کنند. سردستگی این جنبش را گروهی از خوک‌ها به‌دست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به سردستگی خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهره‌کشی از حیوانات مزرعه می‌پردازند و هرگونه مخالفتی را سرکوب می‌کنند و سر آن کس را که اندیشه متفاوتی دارد به سنگ می‌کوبند.

اورول خود یک سوسیال دموکرات بود که در جنگ داخلی اسپانیا با سیاست‌های دوپهلوی دولت شوروی آشنا و به شدت از آن منزجر شد. آنچه اورول را به خشم آورد مساله پاکسازی بزرگ استالین بود که توانست در این کتاب به خوبی بر آن تاخته و آن را رسوای تاریخ کند. تبدیل انقلاب اکتبر به نظام استبدادی تک محور استالینی مساله اصلی اورول بود که در برخی جملات درخشان این رمان بویژه این جمله که «همه حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند» می‌توان آن را به عینه مشاهده کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...