زندگی‌نامه‌ای که تنها یک سال از زندگی "ویلیام شکسپیر" نمایشنامه- نویس بزرگ بریتانیا را در برمی ‌گیرد چهارشنبه "جایزه سمیوئل جانسون برای آثار غیرتخیلی" را کسب کرد.

خبرگزاری فرانسه از لندن گزارش داد که این قیمتی‌ترین جایزه آثار غیرتخیلی در دنیای ادبیات است. "پروفسور جیمز شاپیرو" پژوهشگر آمریکایی جایزه سی هزار پوندی (حدود شصت میلیون تومان) را به سبب نگارش کتاب " هزار و پانصد و نود و نه، یک سال از زندگی ویلیام شکسپیر" دریافت کرد.

نگاه غیرمعمول به شخص شکسپیر و آنچه که وی به نگارش درآورده است دراین کتاب بسیار بزرگ است. "ایمان بد" اثر "کارمن کالیل"، "شرقی" اثر "تام رایس"، "پس از جنگ" اثر "تونی جوت" و "فروش اموال شاه فقید" اثر "جری براتون" دیگر آثار نامزد دریافت این جایزه بودند.

"جایزه سمیوئل جانسون" که هشتمین سال خود را پشت سرگذاشته است آثار غیرتخیلی را که به زبان انگلیسی در بریتانیا منتشر می‌شود مورد توجه قرار می‌دهد.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...