کتاب «قصه‌های خندان از نوشته‌های بزرگان» نوشته مشترک عباس محمدی کلهر و اسماعیل امینی، نشان طلای ادبیات کودکان در هفدهمین گردهمایی بین‌المللی انجمن ترویج زبان فارسی را کسب کرد.

قصه‌های خندان از نوشته‌های بزرگان» عباس محمدی کلهر

به گزارش کتاب نیوز؛ در این دوره از جشنواره حدود ۵۰۰ کتاب در دو بخش معنوی و اقتباسی مورد بررسی قرار گرفته و آثاری از ناصر کشاورز، کلر ژوبرت، محسن هجری، افسون امینی، عبدالله مقدمی و... به مراحل نهایی راه یافته بودند.

در مراسم پایانی این گردهمایی استادان صاحب نام زبان و ادبیات فارسی مثل دکتر مهدی محقق(رییس سابق انجمن مفاخر) دکتر نوش آفرین انصاری(دبیر شورای ادبیات کودک) حضور داشتند.
این گردهمایی در روز از ۲۳ بهمن در تالار ابوریحان بیرونی دانشگاه خوارزمی افتتاح و استادان ایرانی و بین المللی تا 27 بهمن ماه به صورت مجازی به ارایه مقالات پرداختند.

لازم به ذکر است که در بخش ادبیات معنوی کودکان کتابهایی از کلر ژوبرت، محسن هجری و سمانه خاکبازان به صورت مشترک برگزیده شدند.

عباس محمدی کلهر و مهدی محقق اسماعیل امینی

عباس محمدی کلهر
، متولد 1356 میانه و دارای کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. از وی تاکنون دو مجموعه شعر «آلام» و «از دوستت دارم» منتشر شده است.
اسماعیل امینی، متولد 1342 تهران و دارای مدرک دکترای ادبیات فارسی است. از وی نیز تاکنون چندین مجموعه شعر و شعر طنز منتشر شده است؛ از جمله: «خ‍ن‍دم‍ی‍ن‌ت‍ر اف‍س‍ان‍ه‌: ج‍ل‍وه‌ه‍ای‌ طن‍ز در م‍ث‍ن‍وی‌ م‍ع‍ن‍وی‌» و «ببر در کوزه».
کتاب «قصه‌های خندان از نوشته‌های بزرگان» در ۳۶۸صفحه توسط سوره مهر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...