کتاب «۶۶ قصه از هانس کریستین آندرسن» نوبت چاپ هشتم روانه بازار کتاب شد.

۶۶ قصه از هانس کریستین آندرسن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  آنا، کتاب «۶۶ قصه از هانس کریستین آندرسن» با ترجمه پریسا همایون‌روز و تصویرگری محسن حسن پور در نوبت چاپ هشتم روانه بازار کتاب شد.

هانس کریستین اندرسن نویسنده، شاعر، نمایشنامه نویس و پدر افسانه‌های نو نیز نامیده می‌شود. او با آمیختن قصه‌های عامیانه با تخیل خود، ۱۶۸ افسانه نو نوشته است.

«درخت بلوط سیصد و شصت و پنجمین سال زندگی‌اش را می‌گذراند و بلندترین و تنومندترین درخت جنگل بود؛ به طوری كه شاخه‌هایش روی تمام درختان اطراف سایه انداخته بود و در دریا از فاصله دور دیده می‌شد و به همین دلیل راهنمای كشتی‌ها بود. یك شب قبل از كریسمس درخت بلوط خواب دید كه تا آسمان اوج گرفته است و تمام درختان هم‌سطح او به بالا آمده‌اند. او با خود گفت: چنین خوشبختی و سعادتی چگونه ممكن است و كسی در پاسخ گفت: در بهشت هرچیز ممكن است. فردای همان روز طوفانی عظیم درخت بلوط كهن‌سال را از پا درآورد. «آخرین رویای درخت بلوط كهن‌سال» یكی از داستان‌های مجموعه حاضر اثر هانس كریستین آندرسن ـ نویسنده برجسته دانماركی در قرن نوزدهم ـ است. عناوین برخی دیگر از داستان‌های كتاب عبارت است از: پیوند دوستی؛ ملكه برفی؛ مادر درختی؛ یقه پیراهن؛ خانه قدیمی؛ و اندوه.»

این کتاب شامل ۶۶ قصه در ۸۴۷ صفحه است که جزو کتاب‌های برتر پنجمین جشنواره کتاب‌های برتر انجمن کودک و نوجوان سال ۱۳۸۸ می‌باشد. انتشارات قدیانی آن را در نوبت چاپ هشتم، تیراژ ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۸۰ هزار تومان در اختیار علاق‌مندان قرار داد.

................ هر روز با کتاب ...............

الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...
یک مضحکه‌ی کامل! در اینجا، همه، جز تماشاگر، در عین‌حال هم فریب‌دهنده‌اند و هم فریب‌خورده. کمدی عظیمی که در آن تغزل با هزل گزنده‌ای همراه است و اختلاطی به وجود می‌آورد که در بعضی لحظات یادآور سبک کلودل است... با حیله‌ی بسیار خشنی در ماجرای مشکوکی درگیر می‌شود، در دادگاهی محاکمه، محکوم، تیرباران و به خاک سپرده می‌شود تا با نامی دیگر و در لباس یونیفورم تجدید حیات کند ...
دوربین از چه زاویه ‌دیدی زنان فیلم را به نمایش درمی‌آورد؟ کدام وجه در نگاه دوربین غلبه دارد؛ وجه اروتیک یا وجه اجتماعی؟ ... با استفاده از آرای فروید و لکان، بعد روانکاوانه‌ی نظریه‌های فمینیستی را غنی کرده و به وجه لذت‌مدارانه سینما (تماشابارگی) پرداخته است... تاریخچه‌ای از حضور زنان در عرصه‌ی فیلم و مهم‌ترین فیلم‌های آنان... واکاوی شمایل یک قهرمان زن در چهارچوب یک ژانر متفاوت ...
در یک خانواده‌‌ کاملا بی‌کتاب بزرگ شدم... کل ادبیات آلمان را بلعیده‌‌ام... وقتی شروع به نوشتن کردم، در وضعی بودم که مودبانه‌‌اش می‌‌شود «نوکر خارجی»... جوان بودم که وارد سرویس اطلاعاتی شدم... یک میهن‌‌پرست می‌‌تواند کشورش را نقد کند، همچنان دلبسته‌‌اش باشد و مسیر دموکراسی را طی کند. اما یک ناسیونالیست به دشمن نیاز دارد... مردم خیال می‌‌کردند بعد از جنگ سرد دیگر قرار است اوضاع خوب باشد و دیگر دنیا به جاسوس‌‌ها نیازی نداشته باشد ...