جیمز پترسون نویسنده پرکار با فروش بیش از 70 میلیون دلار در سال گذشته توانست عنوان پرفروشترین نویسنده را از آن خود کند.

به گزارش مهر به نقل از گاردین، پترسون با درآمدی دو برابر رقیب اصلی‌اش استفن مایر، مقام اول پرفروشها را از آن خود کرد.
اخیراً استفن کینگ که اکنون در رده سوم این جدول قرار دارد در مصاحبه‌ای پترسون را "نویسنده‌ای وحشتناک" خوانده و آثار وی را فاقد نثر و سبک یک نویسنده بزرگ دانسته بود.

پترسون نیز در پاسخ به وی در مصاحبه‌ای گفته است: من نویسنده‌ای با نثر و سبک عالی نیستم؛ من قصه‌گو هستم. هزاران نفر کارهای مرا دوست ندارند اما خوشبختانه میلیونها نفر دیگر هستند که آنها را می‌پسندند.

پس از استفن مایر (40 میلیون دلار) و استفن کینگ (34 میلیون دلار) که در مقام دوم و سوم این رده‌بندی قرار دارند، دانیل استیل (32 میلیون دلار)، کن فولت (20 میلیون دلار)، دین کونتز (18 میلیون دلار) و جانت ایوانویچ (16 میلیون دلار) در رده‌های بعدی قرار دارند.

جان گریشام (15 میلیون دلار)، نیکلاس اسپارکس (14 میلیون دلار) و جی ‌کی رولینگ (با اینکه در سال اخیر کتاب جدیدی نداشته با 10 میلیون دلار) در رده‌های آخر از جدول 10 نویسنده پرفروش قرار گرفته‌‌اند.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...