چاپ تازه دوره دوجلدی «مجموعه آثار نمایشی ویلیام شکسپیر» ترجمه علاءالدین پازارگادی روانه بازار نشر شد.

مجموعه آثار نمایشی ویلیام شکسپیر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، چاپ یازدهم این اثر در ۸۱۷ و ۱۸۶۰ صفحه رقعی با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۲۰۰ هزار تومان در انتشارات سروش عرضه شده است.

در معرفی ناشر از این مجموعه آمده است: ویلیام شکسپیر (۱۵۶۴ـ ۱۶۱۶م.) نمایش‌نامه‌نویس و شاعر انگلیسی است که نمایش‌نامه‌های او را به چند دسته کلی می‌توان تقسیم کرد: نمایش‌نامه‌های غنایی همچون «رومئو و ژولیت»، نمایش‌نامه‌های کمدی مانند «هیاهوی بسیار برای هیچ»، نمایش‌نامه‌های تاریخی نظیر «هنری ششم»، و تراژدی همچون «هملت». او غزل‌های پُرشماری نیز سروده است. کتاب حاضر مجموعه ۲۷ تراژدی و کمدی از اوست که همگی را مرحوم علاءالدین پازارگادی (۱۲۹۲ـ۱۳۸۳) ترجمه کرده است. زبان و کلام رازآلود شکسپیر سرشار از رمز و نماد است و مترجم در برگرداندن زبان او به فارسی تلاش فراوان کرده و رنج تحقیق بسیار را بر خود هموار کرده است. این نخستین‌بار است که مجموعه‌ای با این تعداد آثار نمایشی شکسپیر، به‌صورت یک‌جا، به زبان فارسی منتشر می‌شود. پازارگادی نمایش‌نامه‌های غنایی را نیز جزو نمایش‌نامه‌های تراژیک آورده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...