کتاب «گوزن زرد» نوشته سرور کتبی با تصویرگری بابک عامل‌قریب و موضوع انقراض گوزن زرد توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

گوزن زرد سرور کتبی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب روایتی است از زندگی گوزن زرد که به دلیل شکار بی‌رویه در حال انقراض است. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این کتاب را در کنار ۱۰ جلد دیگر مجموعه «آهای، مواظب ما باشید!» روانه بازار کتاب کرده است.

این کتاب جلد پنجم از یک مجموعه ۱۱ جلدی و داستان گروهی از جانوران ساکن در جنگلی است که زندگی بسیار پرخطری را تجربه می‌کنند و سعی دارند شرایطی را مهیا کنند تا زندگی بی‌خطری داشته باشند.
این مجموعه به کمک داستان‌ها و تصویرهایش، کودکان را با این گروه از جانوران آشنا می‌کند و به آنها یاد می‌دهد که چرا زندگی این جانوران در معرض خطر است.

کودکان با خواندن این داستان‌ها می‌آموزند که چه‌طور به محیط زیست و جانورانی که در آن زندگی می‌کنند، کمک کنند.

نویسنده در این کتاب که مناسب گروه سنی بالای ۹ سال (نونهال) است، به دلایل انقراض «گوزن زرد» اشاره می‌کند و اطلاعاتی در مورد چگونگی و زیستگاه این حیوان در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.

کتاب «گوزن زرد» در ۲۸ صفحه با قیمت ۲۵ هزار تومان و شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

زندگی گونه‌های جانوری در معرض انقراض ایران در قالب مجموعه ۱۱ جلدی «آهای، مواظب ما باشید!»، به قلم نویسندگان و تصویرگران کتاب کودک و نوجوان از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...