روز جمعه استودیو سرگرمی‌های "نیو" در وبسایت خود ستاره جدیدی را رونمایی کرد.

«نیواح» محیطبان برای کودکان و نوجوانان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، پیش از رونمایی، محمد درویش کنشگر محیط زیست، روزنامه‌نگار و کویرشناس به دعوت استودیو، برند محیطبانِ محیطبانان را مورد ارزیابی قرار داد و حمایت از آن را به عموم مخاطبین توصیه کرد.

این کنشگر محیط زیست این برند را یک حرکت فرهنگی ارزشمند دانست که از ویژگی‏‌های آن به ترنس مدیا بودن آن می‏‌توان اشاره کرد که برای محتواهای مختلفی چون: کتاب‌های کمیک، کتاب کودکان، انیمیشن، فیلم مستند، سریال انیمیشن و فیلم بلند سینمایی طراحی و رویاپردازی شده است.

کاراکتر این برند، "نیواح" نام دارد. "نیواح" محیطبانی است که هنگام اعزام به اولین مأموریتش، ناخواسته به دنیای ابرقهرمان‌ها گام می‌‏گذارد و این موضوع با ماجراها و حوادث مختلف بعدی گره می‌‏خورد.

با توجه به محتوای هیجان انگیز، کارآگاهی، دلهره‌آور و اکشن این برند، استودیو نیو برای نخستین بار در دنیا کاراکتر خود را با دو ظاهر مختلف ثبت و رونمایی کرده است که ظاهر اول برای مخاطبین جوان و بزرگسال و ظاهر دوم کودکانه و مناسب تمام اعضای خانواده بالأخص کودکان است.

یکی دیگر از ویژگی‌های منحصر به فرد این برند داستان‌های آن‏ است که با الهام از داستان‌های واقعی شکل گرفته است.

هم اکنون اولین محصول قابل خرید این برند با حضور نیواح، کتابی مشتمل بر خاطراتی از ماجراهای اوست که این ماجراها در واقع خاطرات واقعی از محیطبانان کشورمان است که به قلم فرهود فرمند مؤلف و پدیدآورنده برند، مصور شده است.

علاقه‌مندان می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به نشانی mohitbaan.com  مراجعه کنند و این کتاب را در این هفته با تخفیف ویژه نیم بها خریداری کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...