رمان «بازی‌ها و لحظه‌ها» نوشته حسن احمدی برای چهارمین بار از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

بازی‌ها و لحظه‌ها حسن احمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  آنا، نویسنده در رمان «بازی‌ها و لحظه‌ها» که برای اولین بار در سال ۱۳۹۱ منتشر شده است، تونل زمان را دست‌مایه روایت داستانی تخیلی از دوران دفاع مقدس قرار داده است.

«بازی‌ها و لحظه‌ها» ویژه نوجوانان بالای ۱۵ سال، داستانی از میلاد خواهرزاده‌ احمدعلی را که سال‌ها پیش در جبهه‌های جنگ ایران و عراق مفقود شده است، به تصویر می‌کشد. در عین حال کتاب، ماجرای هادی را که از زمان جنگ به زمان حال منتقل شده نیز، نقل می‌کند. میلاد به اتفاق هادی از طریق کانالی به جبهه‌های جنگ می‌روند. در ادامه، اتفاق‌هایی برای این دو نوجوان می‌افتد و در جبهه کسی میلاد را نمی‌دید ولی همه هادی را می‌شناختند و با او صحبت می‌کردند. هادی به آن‌ها می‌گوید که به ۱۷ سال بعد سفر کرده است و...

این کتاب ۱۲۴ صفحه‌ای از مجموعه «رمان نوجوان امروز» با قیمت ۱۹هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور و فروشگاه‌های محصولات فرهنگی هنری عرضه شده است.

یادآوری می‌شود رمان «بازی‌ها و لحظه‌ها» در چهارمین مرحله چاپ با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده است. پیش‌تر نیز ۱۷هزار و ۵۰۰ نسخه از این کتاب به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...