رمان «بازی‌ها و لحظه‌ها» نوشته حسن احمدی برای چهارمین بار از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

بازی‌ها و لحظه‌ها حسن احمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  آنا، نویسنده در رمان «بازی‌ها و لحظه‌ها» که برای اولین بار در سال ۱۳۹۱ منتشر شده است، تونل زمان را دست‌مایه روایت داستانی تخیلی از دوران دفاع مقدس قرار داده است.

«بازی‌ها و لحظه‌ها» ویژه نوجوانان بالای ۱۵ سال، داستانی از میلاد خواهرزاده‌ احمدعلی را که سال‌ها پیش در جبهه‌های جنگ ایران و عراق مفقود شده است، به تصویر می‌کشد. در عین حال کتاب، ماجرای هادی را که از زمان جنگ به زمان حال منتقل شده نیز، نقل می‌کند. میلاد به اتفاق هادی از طریق کانالی به جبهه‌های جنگ می‌روند. در ادامه، اتفاق‌هایی برای این دو نوجوان می‌افتد و در جبهه کسی میلاد را نمی‌دید ولی همه هادی را می‌شناختند و با او صحبت می‌کردند. هادی به آن‌ها می‌گوید که به ۱۷ سال بعد سفر کرده است و...

این کتاب ۱۲۴ صفحه‌ای از مجموعه «رمان نوجوان امروز» با قیمت ۱۹هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور و فروشگاه‌های محصولات فرهنگی هنری عرضه شده است.

یادآوری می‌شود رمان «بازی‌ها و لحظه‌ها» در چهارمین مرحله چاپ با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده است. پیش‌تر نیز ۱۷هزار و ۵۰۰ نسخه از این کتاب به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...