مجموعه‌کتاب‌های «گلفروشی جادویی» [Der magische Blumenladen] نوشته جینا مایر [Gina Mayer] با ترجمه آزاده نیازاده توسط انتشارات آفرینگان منتشر و راهی بازار نشر شد.

گلفروشی جادویی [Der magische Blumenladen]  جینا مایر [Gina Mayer]

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه‌ ۴ جلدی «گلفروشی جادویی» نوشته جینا مایر به‌تازگی با ترجمه آزاده نیازاده توسط انتشارات آفرینگان منتشر و راهی بازار نشر شده است.

داستان‌های این‌مجموعه درباره دختربچه‌ای به‌نام ویولت هستند که خاله‌ای به‌نام اَبی‌گِیل دارد. خاله‌ابی‌گیل هم یک‌مغازه گلفروشی دارد که ویولت فکر می‌کند هیچ‌مکانی زیباتر از آن‌جا وجود ندارد و یک‌راز بزرگ را هم در خود مخفی کرده است. تصویرگری این‌کتاب‌ها که نسخه اصلی‌شان در سال ۲۰۱۶ چاپ شده، توسط ژوئل تورلونیاس انجام شده است. این‌مجموعه به‌جز 4 جلد ابتدایی، مجلدات دیگری هم دارد که ترجمه‌شان به‌مرور به‌قلم مترجم نامبرده و این‌ناشر چاپ می‌شوند.

اولین‌جلد این‌مجموعه، «راز جادویی» نام دارد که داستانش مربوط به یکی از کنجکاوی‌های ویولت است. اول این‌داستان، یک‌مشتری عجیب و غریب وارد مغازه می‌شود و کمی بعد هم خاله‌ابی‌گیل به سفر می‌رود. ویولت با دیدن شرایط مشکوک، همراه با ژاک و زاک که بهترین‌دوستانش هستند، سعی می‌کند سر از ماجرای عجیب و غریب مشتری مغازه در بیاورد. بچه‌ها در مسیر این جستجو، کتابی قدیمی درباره جادوی گل‌ها پیدا می‌کنند و ...

این‌کتاب ۸ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: خانم عجیب و غریب، آبنبات کاروِندِل، پیمپرنل، کتاب زرد لیمویی، اَنجُدان بی‌نظیر، روغن کرچک با دانه‌های آبی، فیورلا گودویل،‌ گل خون‌فام وحشی.

«راز جادویی» با ۹۵ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۱ هزار تومان منتشر شده است.

کتاب دوم مجموعه، «نقشه موفقیت جادویی» است که در آن، ویولت به‌خاطر دردسرهایی که کتاب‌ گل‌های جادویی از جلد اول برایش به‌وجود آورده، به‌ خاله ابی‌گیل قول داده دور این‌کتاب را خط بکشد. اما متاسفانه زاک به کمک احتیاج دارد و اگر در مسابقات ورزشی شکست بخورد همه بچه‌های کلاس در مدرسه به او می‌خندند. پس ویولت که می‌تواند با یک‌گلِ جادویی زاک را به ورزشکاری فوق‌العاده تبدیل کند، دست به کار می‌شود و ...

عناوین فصل‌های ۸ گانه این‌کتاب هم به‌ترتیب عبارت‌اند از: حادثه، عیادت از بیمار، کتاب ممنوعه، گل مرواریدی جادویی، زاک بی‌عرضه، شیرینی مارزیپان، دوشیزه پلومپ، خبر تازه مهم.

این‌کتاب هم با ۹۶ صفحه مصور،‌ شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۱ هزار تومان به چاپ رسیده است.

«جادوگری کار آدم‌های بزدل نیست» عنوان سومین کتاب مجموعه «گلفروشی جادویی» است که شروع داستانش با درماندگی ویولت است. برای او این‌سوال پیش آمده که چرا خانم بیتل نمی‌خواهد ویولت پیش عمه یونه و عمو نیک‌اش زندگی کند؟ ویولت در مواجهه با این‌خانم سنگدل به یک گل به اسم عروس چمنزاراروپایی سحرآمیز برمی‌خورد. او مطالبی را درباره این‌گل در کتاب گل‌های جادویی می‌خواند و متوجه می‌شود هرکسی گلبرگ‌های این‌گل را بخورد، حقیقت را می‌گوید؛ حتی اگر نخواهد!

عروس چمنزار اروپایی سحرآمیز، انودام یدیل،‌ خانم بیتل، خبرهای بد، در باغ جادویی، کیک شکلاتی، مینای چمنی شاد، و شاد،شاد، شاد عناوین ۸ فصل این‌کتاب هستند.

این‌کتاب با ۹۶ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۱ هزار تومان منتشر شده است.

چهارمین کتاب از مجموعه «گلفروشی جادویی» هم «سفر به دنیای زغال‌اخته‌های جادویی» است. در این‌جلد،‌ خاله‌ابی‌گیل بدون‌هیچ ردی از خود، ناپدید شده و ویولت خیلی نگران است. به‌همین‌دلیل دوباره باید به کتاب گل‌های جادویی مراجعه کند و راهی هم که کتاب پیش پایش می‌گذارد، رفتن به اسکاتلند است. پس ویولت سفر پرماجرای خود به اسکاتلند را همراه با لرد نلسون گربه خاله‌ابی‌گیل شروع می‌کند و باید در این‌سفر، آقای مکینادِ اسرارآمیز را پیدا کند.

عناوین ۸ فصل این‌کتاب هم به‌ترتیب از این‌قرارند: خانم یونیپر ناپدید می‌شود، سوسیس تخم‌مرغ، زغال‌اخته‌های جادوییِ قرمزِ مرجانی، ماری در قطار، گویرِ نافاریگای گلوخ، باز هم یک کتاب لیمویی، دایی اَلیستر، کریسمس مبارک.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

حق با خانم لاولی بود. در خانه آقای مکیناد قفل نبود و ویولت شب پیش هم می‌توانست به‌راحتی وارد خانه شود.

در حالی که قلبش تندتر می‌زد، وارد فضای تاریک راهروی خانه شد و از آن‌جا به سمت اتاق نشیمن رفت.

«اوه!» این‌جا درست مثل خانه خاله ابی‌گیل بود! روی دیوارها تابلوهای گل، کارت‌پستال و جعبه‌هایی قرار داشت که داخلشان حشرات و پرنده‌های رنگی و گل‌های خشک‌شده به چشم می‌خورد. یک ویترین شیشه‌ای بلند پر از ظروف شیشه‌ای رنگارنگ هم آن‌جا بود، کنارِ قفسه‌هایی که داخلشان مجموعه ای از فنجان‌های گوناگون با طرح گل‌های مختلف و گلدان‌هایی در اندازه‌های مختلف چیده شده بود.

اگر عمه یونه این آپارتمان را می‌دید، حتما می‌گفت باید این خانه را حسابی تمیز و مرتب کرد. چون او به تمیزی و مرتب بودن خیلی اهمیت می‌داد. اما ویولت برعکس او بود و از نظر او درهم و برهم بودن خانه خیلی هم خوب بود. چون این‌جوری همه‌جا چیزی برای کشف‌کردن پیدا می‌شد!

این‌کتاب هم با ۹۶ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۱ هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...