مژگان شیخی، نویسنده کودکان و نوجوانان که پیش از این جایزه کتاب سال را نیز به دست آورده است، مجموعه‌ای با عنوان «قصه هایی از امام علی (ع) با نگاهی به نهج البلاغه» را به بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران می‌آورد.

به گزارش ایبنا به نقل از روابط عمومی انتشارات قدیانی، این مجموعه که به قصه‌هایی از حضرت علی (ع) و یاران ایشان می‌پردازد. «قصه هایی از امام علی (ع) با نگاهی به نهج البلاغه» را انتشارات قدیانی در 12 جلد منتشر کرده است و برای نخستین‌بار این مجموعه را در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌کند.

«یار روزهای سخت»، «کسی که می‌آید»، «ابوذر صحرانشین»، «من همانم که بودم»،«حکایت آن مروارید»، «مردی که از بازار گذشت»، «کفش‌های وصله‌دار»، «راه و چاه»، « عسل، انجیر و بچه‌ها»، «عقیل و آهن سرخ»،« آن مرد پیش‌گو» و « ناله مرغابی‌ها» عنوان داستان‌های این مجموعه است.

این مجموعه، داستان‌هایی بازنویسی شده برای بچه‌هاست که سید حسام الدین طباطبائی آن‌ها را تصویرسازی کرده است. قصه‌های این مجموعه علاوه بر پرداختن به شخصیت حضرت علی(ع) به وقایعی هم می‌پردازد که یاران ایشان در آن نقش دارند.

انتشارت قدیانی امسال آخرین آثار  مژگان شیخی را به همراه  283 عنوان کتاب چاپ نخست دیگر به نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران می‌آورد.

بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 13 تا 23 اردیبهشت 1391  در مصلی امام خمینی (ره) برگزار می‌شود.

نگاه تاریخی به جوامع اسلامی و تجربه زیسته آنها نشان می‌دهد که آنچه رخ داد با این احکام متفاوت بود. اهل جزیه، در عمل، توانستند پرستشگاه‌های خود را بسازند و به احکام سختگیرانه در لباس توجه چندانی نکنند. همچنین، آنان مناظره‌های بسیاری با متفکران مسلمان داشتند و کتاب‌هایی درباره حقانیت و محاسن آیین خود نوشتند که گرچه تبلیغ رسمی دین نبود، از محدودیت‌های تعیین‌شده فقها فراتر می‌رفت ...
داستان خانواده شش‌نفره اورخانی‌... اورهان، فرزند محبوب پدر است‌ چون در باورهای فردی و اخلاق بیشتر از همه‌ شبیه‌ اوست‌... او نمی‌تواند عاشق‌ شود و بچه‌ داشته‌ باشد. رابطه‌ مادر با او زیاد خوب نیست‌ و از لطف‌ و محبت‌ مادر بهره‌ای ندارد. بخش‌ عمده عشق‌ مادر، از کودکی‌ وقف‌ آیدین‌ می‌شده، باقی‌مانده آن هم‌ به‌ آیدا (تنها دختر) و یوسف‌ (بزرگ‌‌ترین‌ برادر) می‌رسیده است‌. اورهان به‌ ظاهرِ آیدین‌ و اینکه‌ دخترها از او خوش‌شان می‌آید هم‌ غبطه‌ می‌خورد، بنابراین‌ سعی‌ می‌کند از قدرت پدر استفاده کند تا ند ...
پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...