مژگان شیخی، نویسنده کودکان و نوجوانان که پیش از این جایزه کتاب سال را نیز به دست آورده است، مجموعه‌ای با عنوان «قصه هایی از امام علی (ع) با نگاهی به نهج البلاغه» را به بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران می‌آورد.

به گزارش ایبنا به نقل از روابط عمومی انتشارات قدیانی، این مجموعه که به قصه‌هایی از حضرت علی (ع) و یاران ایشان می‌پردازد. «قصه هایی از امام علی (ع) با نگاهی به نهج البلاغه» را انتشارات قدیانی در 12 جلد منتشر کرده است و برای نخستین‌بار این مجموعه را در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌کند.

«یار روزهای سخت»، «کسی که می‌آید»، «ابوذر صحرانشین»، «من همانم که بودم»،«حکایت آن مروارید»، «مردی که از بازار گذشت»، «کفش‌های وصله‌دار»، «راه و چاه»، « عسل، انجیر و بچه‌ها»، «عقیل و آهن سرخ»،« آن مرد پیش‌گو» و « ناله مرغابی‌ها» عنوان داستان‌های این مجموعه است.

این مجموعه، داستان‌هایی بازنویسی شده برای بچه‌هاست که سید حسام الدین طباطبائی آن‌ها را تصویرسازی کرده است. قصه‌های این مجموعه علاوه بر پرداختن به شخصیت حضرت علی(ع) به وقایعی هم می‌پردازد که یاران ایشان در آن نقش دارند.

انتشارت قدیانی امسال آخرین آثار  مژگان شیخی را به همراه  283 عنوان کتاب چاپ نخست دیگر به نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران می‌آورد.

بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 13 تا 23 اردیبهشت 1391  در مصلی امام خمینی (ره) برگزار می‌شود.

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...