کتاب «سبک زندگی حسینی» نوشته رضا فرهادیان به همت مؤسسه بوستان کتاب قم به چاپ رسید.

سبک زندگی حسینی رضا فرهادیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، از مفاهیم ارزشمند در علوم تربیتی و روان شناختی، سبک زندگی است؛ شیوه‌ای که انسان از آغاز تولد تا مرگ برای زیستن برمی‌‌گزیند. برای تحقق این شیوه، راهنما و الگو نیاز است تا با اقتدای به آن، سبک زندگی پسندیده را بیاموزد.

خداوند متعال الگوها و اسوه‌هایی را معرفی کرده است تا با پیروی از آنان حرکت متعالی انسان تحقق یابد؛ از جمله الگوها رسول گرامی اسلام (ص) است که قرآن می فرماید: «لکم فی رسول الله اسوه حسنه» و پس از ایشان، اهل بیت (ع) که در این میان سبک زندگی و اسوه بودن امام حسین (ع) برجستگی‌های ویژه‌ای دارد که با آن، هدایت و نجات، میسر می‌شود.

کتاب «سبک زندگی حسینی» بر اساس منابع معتبر، نمایی کلی از سبک زندگی حسینی را در سه بخش فردی، خانوادگی و اجتماعی ترسیم کرده است. نویسنده در فصل اول این اثر، به بیان سبک زندگی حسینی در ساحت فردی پرداخته است که در این میان، مباحثی اعم از خداباوری، راضی بودن به رضای خدا، دعا و عبادت، بینش و بصیرت، عشق به نماز و راز و نیاز، انس با قرآن، تکریم علم و عقل، عشق ورزی، اخلاص، حریت و آزادگی، تکلیف مداری، صبر، خود نگه داری (تقوا)، آرامش، ادب، توکل، شجاعت و جوانمردی مطرح شده است.

در فصل دوم این اثر، سبک زندگی حسینی در ساحت خانواده مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته که از جمله مباحث این فصل می‌توان به سبک زندگی خانوادگی امام حسین (ع)، تکریم و احترام همسر، فرزندان در نگاه آن حضرت اشاره کرد.

سومین فصل از این کتاب، به ساحت اجتماعی و سیاسی از سبک زندگی حسینی می‌پردازد و تولی و تبری، امر به معروف و نهی از منکر، عدالت خواهی، خدمت به مردم و وحدت آفرینی از مباحث این فصل است.

برشی از کتاب:

جلوه‌های تکریم همسر در سبک زندگی حسینی
آن حضرت به اندازه طاقت و توانش، وسایل آسایش مادی خانواده را فرهم می‌کرد و مانع بهره‌مندی آنان از زیورهای مشروع دنیوی نمی‌شد. عده‌ای به منزل امام حسین (ع) وارد شدند و فرش‌ها و پشتی‌هایی فاخر را در آنجا دیدند و تعجب کردند، از حضرت علت را پرسیدند، فرمود «ما مهریه زنان را پرداخت می‌کنیم و آن‌ها هر چه دوست داشتند برای خود می‌خرند، هیچ یک از وسایلی که اینجا می‌بینید برای من نیست».

رسیدگی به یتیمان و ضعیفان
امام حسین (ع) در خدمت‌رسانی به محرومان و یتیمان، برنامه ویژه‌ای داشت و آن حضرت منتظر نمی‌ماند که یتیمی به او مراجعه کند و نیازهایش را بازگوید. سرور آزادگان جهان برای رفع حاجت‌های نیازمندان، خود پیش قدم می‌شد و به طور ناشناس و در دل شب‌های تاریک به رفع مشکلات یتیمان، بیوه زنان و محرومان جامعه می‌پرداخت.

یادآوری می‌شود، کتاب «سبک زندگی حسینی» نوشته رضا فرهادیان به همت مؤسسه بوستان کتاب قم در 208 صفحه به چاپ رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...