به همت پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی، کتاب «رفتار‌های انسان ساز» روانه بازار شد.

رفتار‌های انسان ساز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «رفتار‌های انسان ساز» شامل حکایاتی از زندگانی فقها و علماست که با بذل جان و مال خود از اسلام دفاع کرده، مسیر قرب الی الله را پیمودند؛ آن‌ها به حق، بهترین الگو برای جامعه بشری کنونی هستند که در میان گرداب حوادث نمی‌توانند با فکر خود راه سعادت و کمال را تشخیص دهند.

بی‌شک، الگوپذیری از جمله مهم‌ترین و اثربخش‌ترین روش‌های تربیتی و دانش‌اندوزی به شمار می‌رود و در حقیقت، هدف دین اسلام از توجه به مسلمانان به مطالعه و عمل به سیره ائمّه: و فقهای دین، این است که شیوه رفتار آن‌ها را در زندگی عملی خود سرمشق قرار دهند.

خداوند، تبارک و تعالی، با در نظر گرفتن غریزه الگوپذیری و نیاز فطری انسان به الگو، با بیان بیش از دو هزار آیه درباره داستان‌های انبیاء: بر اهمیت و تأثیر خواندن و شنیدن داستان‌ها و حکایت‌ها تأکید کرده است؛ خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: (قَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ)؛ قطعاً در بیان سرگذشت آن‌ها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه هست. بر این اساس، برای هدایت بشر، نمونه‌هایی از جنس آدمیان را در پیش چشم آنان قرار داده، در وصف آنان فراوان سخن گفته است؛ خداوند در آیه دیگری از قرآن کریم می‌فرماید: (فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یتَفَکَّرُونَ)؛ این داستان‌ها را برای مردم بازگو کن، شاید بیندیشند و بیدار شوند.

خداوند نمونه‌های عینی حاضر زندگی انسان‌ها را نیز الگو شمرده، از هر فرصتی برای توجه دادن انسان‌ها به آنان استفاده کرده است تا آنجا که برای نگاه به چهره آنان و حتی برای نگاه به در خانه آنان ارزش قائل شده، ثواب در نظر گرفته است. از امام علی (ع) نقل شده که پیامبر اسلام فرمودند: النَّظَرُ إِلَی وَجْهِ الْعَالِمِ حُبّاً لَهُ عِبَادَةٌ؛ نگاه به چهره عالم، به سبب علاقه و محبت، عبادت است.

تقلید، زمانی آثار مثبت را در پی دارد که از نمونه‌های شایسته، در عرصه اخلاق، معنویت، سیاست و جهاد الگوبرداری شود و این الگوبرداری و ارتباط مقلدان با الگوها به سبب عظمتی باشد که برای آن الگو قائل‌اند. این عظمت آنان را وامی‌دارد تا هم در مسیر الگو، حرکت و ارزش‌هایی را که او کسب کرده، به دست آورند و هم با تقویت جنبه فکری که از آن ارزش‌ها سرچشمه می‌گیرد، به دفاع از آن‌ها برخیزند. این موضوع با عنوان «اسوه حسنه» یا «نمونه نیک و شایسته» مطرح می‌شود و در کلام خداوند سبحان دربارة آن چنین آمده است: (لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)؛ قطعاً برای شما در [اقتدا به] رسول خدا (ص) سرمشقی نیکوست.

سیمای نیکوی اسوه انسان را به خود جذب می‌کند و پس از آن، انسان از وی سرمشق گرفته، سعی می‌کند رفتار آن شخص را در شخصیت خود نیز نهادینه کند. در حدیثی از امام علی (ع) آمده است: «إذا لم تکن حلیما فتحلّم»؛ اگر بردبار نیستی، شبیه بردباران باش؛ یعنی از بردباران سرمشق بگیر؛ زیرا کمتر اتفاق افتاده که کسی خود را به قومی همانند کند و به آنان نپیوندد.

از جهت دیگر، الگوبرداری، در صورت مثبت بودن الگو، شیوه‌ای مطمئن و مهم برای پیوند دادن مردم به ارزش‌های مطلوبی است که ابتدا با آن ارزش‌ها رابطه‌ای ندارند و با دیدن نمونه‌های عملی این ارزش‌ها با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. با ارائة این نمونه‌ها می‌توان مردم را از امور منفی، دور و به‌سوی ارزش‌های فکری و معنوی هدایت کرد.

تقلید مثبت، حتی اگر بر پایه فکر محکمی استوار نباشد، به‌تدریج در شخصیت انسان نهادینه می‌شود؛ چنانکه گفته‌شده، گاه خلق و خوی اکتسابی، بر طبیعت افراد چیره می‌شود؛ اما مهم این است که انسان خویشتن را چنان عادت دهد که رفتارهای او از اندیشه‌اش سرچشمه بگیرد و نه اینکه منشأ آن تقلید صرف باشد.

کتاب «رفتار‌های انسان ساز»، حکایاتی از زندگانی فقها و علماست که با بذل جان و مال خود از اسلام دفاع کرده، مسیر قرب الی الله را پیمودند؛ آن‌ها به حق، بهترین الگو برای جامعه بشری کنونی هستند که در میان گرداب حوادث نمی‌توانند با فکر خود راه سعادت و کمال را تشخیص دهند؛ پس باید از این چراغ‌های هدایت برای روشن کردن راه خویش استفاده کنند.

این کتاب در دو جلد به نویسندگی داود مهرابی رزوه توسط پژوهشکده باقرالعلوم (ع) به زیور تبع آراسته شده است. در جلد اول کتاب به شرح‌حال زندگی بزرگانی همچون: خلیل فراهیدی، ابن ابوسهل نوبختی، جعفربن محمد قولویه، شیخ صدوق، محمد بن جنید اسکافی، ابن شعبه حرانی، کوشیار دیلمی، ابن مسکویه، شیخ مفید، سید رضی سید مرتضی، قطب راوندی سید بن طاووس محقق حلی و…

و در جلد دوم نیز به شرح حال بزرگانی همچون علامه طباطبایی، آقابزرگ تهرانی، سردار کابلی و غیره پرداخته است. در این دوجلد کتاب، شرح حال بالغ بر ۳۰۰ تن از این بزرگان آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...