الاتقان فی‌علوم القرآن. مهم‌ترین و جامع‌ترین ‌کتاب در تاریخ هزار ساله قرآن کریم و تاریخ بیش از هزار ساله علوم قرآنی در دو جلد، نوشته "جلال الدین ابوالفضل عبدالرحمن بن ابی‌ بکر سیوطی" ( 849-911) قرآن پژوه، حدیث‌شناس و فرهنگ‌نگار معروف که به تصحیح محمد ابوالفضل ابراهیم، منتشر شده است.

سیوطی اهل سیوط یا اسیوط مصر بود، ولی اجدادش ایرانی بودند. زندگی‌نامه نویسان از او با عناوین و القابی چون ‌امام و حافظ یاد کرده‌اند. علاوه بر آنکه حافظ قرآن بود، احادیث بسیاری (در حدود صد هزار)  از بر داشت و سه اثر در علم حدیث و آثا ر متعدد و معتبری در حوزه قرآن‌پژوهی تالیف کرد. در تالیف "التقان فی علون القرآن" که نقطه اوج آثار جامع در زمینه علوم قرآنی است، از نخستین و مهم‌ترین آثار این علم استفاده شده است. من جمله از "البرهان فی علوم القرآن" اثر علی بن ابراهیم بن سعید مشهور به حوفی در سی مجلد، "فنون‌الافنان فی علوم‌ القرآن"، "المجتبی ‌فی علوم تتعلق بالقرآن" از ابن جوزی،  "جمال‌القراء" از علم الدین سخاوی، "المرشد الوجیز" از ابوشامه، " مواقع العلوم من مواقع" از جلال‌الدین بلقینی و سرانجام "البرهان فی علوم‌القرآن" اثر بدرالدین زرکشی که اصلی‌ترین منبع تالیف اتقان القرآن است.

سیوطی در مقدمه تفاسیر خود بر قرآن کریم به نام "التحییر و مجمع البحرین و مطلع‌البدرین" به بحث درباره بسیاری از مسائل و مباحث و علوم قرآنی پرداخته بود و چون اهمیت و گسترش این مقدمه‌ها از ذی‌المقدمه فراتر رفت، بر آن شد تا کتاب خود را با توجه به مباحث البرهان زرکشی، مرتب و مدون سازد. از این رو، التقان را تالیف کرد که در آن تقریبا به همه مسائل قرآنی پرداخته شده است. این اثر گونه‌ای دایرة المعارف علوم قرآنی و قرآن پژوهی از مهم‌ترین آثار مرجع در این زمینه است.

بعضی از مباحث یا فصول هشتاد گانه التقان که هر یک از آنها "نوع" نام دارد، به شرح زیر است: شناخت آیات مکی و مدنی، شناخت آیات حضری و سفری، نخستین قسمتی که از قرآن نازل شد؛ شناخت آخرین آیه، شان نزول، جمع و تدوین قرآن، آداب تلاوت قرآن، آنچه در قرآن به غیر لغت عرب است، شناخت ادواتی که مفسر به آنها نیاز دارد(بحث زبانی- ادبی و بلاغی) در شناخت اعراب قرآن، قواعد مهمی که مفسر به شناخت آنها نیازمند است، شناخت محکم و متشابه، عام و خاص؛ مقدم و مؤخر، مجمل و مبین، مطلق و مقید، مفهوم و منطوق، حقیقت و مجاز، تشبیه و استعاره‌های قرآنی، فواصل آیات، در سرآغاز سوره‌ها (و بحث درباره حروف مقطعه یا فواتح سور)، مناسبت آیات و سوره‌ها، در اعجاز قرآن، امثال قرآن، سوگندهای قرآن، جدل قرآن، مبهمات آیات، فضایل آیات، بیان فاضل و افضل قرآن، (بحث درباره اینکه آیا قرآن غث و سمین دارد یا نه)، در رسم الخط و آداب نوشتن آن، در شناخت تفسیر و تاویل و چگونگی نیاز به آن، شناخت مشروط و مفسر و آداب تفسیر، طبقات مفسرین(زندگی‌نامه دوره‌ای مفسران).

سیوطی در این تالیف خود ابتدا موضوعی را بیان می‌کند و از مشهورترین کسانی که درباره آن موضوع تالیفاتی ‌دارند، نام می‌برد، آنگاه فایده دانستن آن موضوع تالیفاتی دارند و اهمیت و نقش آن را در شناخت و تفسیر معانی قرآن بیان می‌کند؛ سپس به مسائل و فروع و نکاتش می‌پردازد و در بیان تمام این مطالب به قرآن، حدیث یا اقول دانشمندان فن استشهاد می‌کند. مولف "الاتقان فی علوم القرآن" در برخی موارد، بخش‌هایی از کتب متعدد درباره آن موضوع را به طور کامل یا خلاصه نقل می‌کند و در بسیاری از موارد، رای خود را نیز در پایان فصل می‌نگارد.

از الاتقان سه ترجمه فارسی در دست است: یکی گویا متعلق به عصر قاجار نسخه‌اش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران محفوظ است. دومی با عنوان "دایرة المعارف قرآن" ترجمه محمد جعفر اسلامی؛ و سومی در دو جلد ترجمه سید مهدی حائری قزوینی است.

بهاءالدین خرمشاهی. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...