چاپ مجدد کتاب‌های ارسطو و فن شعر، بامداد اسلام و کارنامه اسلام تالیف مرحوم عبدالحسین زرین‌کوب روانه بازار شد.

به گزارش مهر،  چاپ یازدهم ارسطو و فن شعر، بیست و سوم بامداد اسلام و بیست و هفتم کارنامه اسلام که توسط مرحوم عبدالحسین زرین‌کوب تالیف شده‌اند توسط انتشارات امیرکبیر راهی بازار نشر و پیشخان کتابفروشی‌ها شدند.

چاپ یازدهم ارسطو و فن شعر در ۲۲۰ صفحه و قیمت ۲۹ هزار تومان، چاپ بیست و سوم بامداد اسلام در ۱۵۸ صفحه و قیمت ۱۹ هزار تومان و چاپ بیست و هفتم کارنامه اسلام در ۲۱۴ صفحه و قیمت ۳۳ هزار تومان منتشر شده‌اند.

کتاب بامداد اسلام، تاریخ صدر اسلام را از زندگی پیامبر اسلام(ص) تا پایان دوره اموریان مورد بررسی قرار داده است. این اثر برای آشنایی جوانان و دانشجویان با تاریخ زندگی پیامبر اسلام(ص)، خلفای نخستین و حکومت امویان نوشته شده است.

زرین‌کوب همچنین در کتاب کارنامه اسلام با همان نگاهی به فرهنگ و جامعه مسلمین نگاه کرده که خود مسلمانان به آن نظر دارند. از این جهت او نه مانند مستشرقین اروپایی و با نگاهی خالی از احساس بلکه از موضعی کاملا همدلانه به فرهنگ مسلمین نگاه کرده است.

ارسطو و فن شعر هم دیگر اثر زرین‌کوب است که در آن چکیده مشاهدات تجربی و علمی فنون و انواع ادبی ارسطوست که محققان را با هندسه‌ای کلی از هنجارهای ارسطو در زمینه نقد ادبی آشنا می‌کند. هنجارهایی که البته مایه بحث‌های زیادی را هم پدید آورده است.

انتشارات امیرکبیر هر یک از عناوین فوق را در شمارگان هزار نسخه منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...