ژان برولر (ورکور)

11 فروردین 1385

ژان-برولر-ورکور

در بیست و ششم فوریه 1902 میلادی متولد شد.ژان برولر (ملقب به ورکور) را شاید بتوان یکی از بهترین رمان‌نویسان ژانر ادبیات مقاومت در فرانسه قلمداد کرد... درآوریل 1949 «کنگره جهانی صلح» درپاریس تشکیل شد. ورکور به همراه تنی چند از روشنفکران جهان در این کنگره شرکت داشت. تشکیل کنگره جهانی صلج به ابتکار مسکو و کشورهای کمونیستی و هدف اصلی آن حمایت از شوروی و جلوگیری از حمله غرب به شوروی بود

ورکور (ژان برولر)  Vercors (Jean Bruller) نویسنده برجسته فرانسوی، در بیست و ششم فوریه 1902 میلادی متولد شد. ژان برولر (ملقب به ورکور) را شاید بتوان یکی از بهترین رمان‌نویسان ژانر ادبیات مقاومت در فرانسه قلمداد کرد. کلمه‌ ورکور در چند سال‌ مبارزه‌ نهانی، علاوه‌ بر مفهوم‌ جغرافیایی خود یک‌ معنی‌ تاریخی‌ نیز یافته‌ بود. به‌ همین‌ دلیل ژان‌ برولر نخواست‌ آن‌ را ترک‌ کند.  

کتاب "خاموشی دریا"(LE SILENCE DE LAMER)  را ورکور در سال 1942به شکلی مخفیانه به چاپ رساند. این اثر اولین کتابی بود که در شمارگان دویست و پنجاه نسخه در انتشارات زیرزمینی مینویی چاپ شد. این موسسه مهم‌ترین سازمان انتشاراتی نیروی مقاومت بود که در سال 1941توسط ورکور و پیر دلسکور تاسیس شد. ژان ورکور اسم این انتشارات را در حالی انتخاب کرد که زندگیش در خطر بود. خاموشی دریا در واقع داستان جنگ جهانی دوم است. داستان کسانی که برای مبارزه با آلمانی‌ها می‌جنگند. اما فرانسه و تفکر آن در اسارت فرو رفته است. این داستان سرشار از احساس و وقار و لبریز از درد و امید باعث شهرت فراوان ورکور گردید و نسخه سینمایی آن را در سال 1948 ژان پیر ملویل کارگردان نام‌دار سینمای فرانسه ساخت که با تحسین فراوان منتقدین سینمایی مواجه شد.

درآوریل 1949 «کنگره جهانی صلح» درپاریس تشکیل شد. ورکور به همراه تنی چند از روشنفکران جهان در این کنگره شرکت داشت. تشکیل کنگره جهانی صلج به ابتکار مسکو و کشورهای کمونیستی و هدف اصلی آن حمایت از شوروی و جلوگیری از حمله غرب به شوروی بود. این کنگره مسابقه تسلیحاتی آمریکا و دیگر استعمارگران را محکوم کرد.

ورکور پس از خاموشی دریا آثار دیگری نیز منتشر کرد. از آن جمله: "رویا"، "شمال"، "سلاح‌های شب"، "رنج‌های وطنم" و ... ولی هیچ یک از آثار او به اندازه کتاب خاموشی دریا برای فرهنگ‌دوستان و مخاطبین فرانسوی و غیرفرانسوی تاثیرگذار نبوده است.

ورکور در سال 1991 درگذشت.

مریم السادات فاطمی

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...