• 11 فروردین 1385

    ژان-برولر-ورکور

    در بیست و ششم فوریه 1902 میلادی متولد شد.ژان برولر (ملقب به ورکور) را شاید بتوان یکی از بهترین رمان‌نویسان ژانر ادبیات مقاومت در فرانسه قلمداد کرد... درآوریل 1949 «کنگره جهانی صلح» درپاریس تشکیل شد. ورکور به همراه تنی چند از روشنفکران جهان در این کنگره شرکت داشت. تشکیل کنگره جهانی صلج به ابتکار مسکو و کشورهای کمونیستی و هدف اصلی آن حمایت از شوروی و جلوگیری از حمله غرب به شوروی بود ...

Loading
عضو سابق نهضت مقاومت فرانسه که به دست آلمانیها بازداشت و شکنجه شده پس از چندسال غیبت برمی‌گردد و نامزد سابق خود، نیکول، را پیدا می‌کند. اما پیر عوض شده است، ساکت و بی‌حرکت است... پس از ماهها درد و رنج که او را تبدیل به تفاله‌ای از نوع انسان کرده بود، حاضر شده است که مردی را در کوره آتش بیندازد تا خود از آن نجات یابد. ...
پیرمردی با دختر برادرش یک افسر آلمانی را در خانه قدیمی خود جا می‌دهند... از عشقی که به فرانسه دارد و نیز از امیدهایش سخن می‌گوید... با مکالمه‌های طولانی‌ای که افسر با خود می‌کند،‌ به تدریج صاحبخانه‌های خود را از بی‌اعتنایی بیرون می‌آورد. البته آن دو همچنان از سخن‌گفتن خودداری می‌کنند... آنها شعله را کاملاً خاموش خواهند کرد. دیگر اروپا با این شعله روشن نخواهد شد! ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...