«مخترع توأمان: شرح حال، احوال و آثار مجنون رفیقی هروی» نوشته حمیدالله کامگار توسط نشر جوان با همکاری نشر کام‌گار در هرات منتشر شد.

مخترع توأمان: شرح حال، احوال و آثار مجنون رفیقی هروی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «مخترع توأمان» هفتمین اثر حمیدالله کامگار است که به‌تازگی در ۲۵۶ صفحه منتشر شده است.

فصل نخست این مجموعه به معرفی مولانا کمال‌الدین محمود رفیقی اختصاص یافته است. کمال‌الدین محمود رفیقی هروی پدر مجنون رفیقی هروی از شعرای خوش‌طبع و خوش‌مشرب و درویش‌صفت بود. وی به سرودن اشعار سلیس و روان در زمان خود معروف بوده است. زندگی این شاعر فراز و نشیب‌های خودش را داشته و در متون مختلف آمده که او در شهرهای هرات و مشهد زندگی می‌کرده است. برخی از روایت‌ها از رابطه این شاعر توانا با دربار تیموریان هرات حکایت می‌کند. او مردی بوده عارف‌صفت و در عین حال نکته‌دان و خوش‌نویس که فرزندش مجنون رفیقی او را در بخشی از سروده‌هایش در رساله‌ی رسم‌الخط ستوده است.

فصل دوم مخترع توأمان به معرفی و شناسایی کامل سلطان‌احمد مجنون رفیقی هروی و آثارش پرداخته است. مجنون رفیقی هروی؛ خطاطی خبره و بهنام، شاعری نام‌آشنا، رساله‌نویس و هنرمند متبحر در عرصه هنر ماندگار خط نستعلیق از دیار هنرخیز هرات است. موصوف را در نسخ تاریخی فرزند کمال‌الدین محمود رفیقی نبشته‌اند. از مجنون رفیقی هروی هفت رساله بر جای مانده که رسم‌الخط و آداب‌الخط یا آداب‌المشق آن منظوم و خط و سواد یا سوادالخط منثور است. رساله‌ای در حل رنگ‌ها که از آن به عنوان رساله مرکب‌سازی یاد شده و رساله دیگری تحت عنوان ناز و نیاز و رساله دیگر مجنون رفیقی در همین باب شطرنج منظوم نام دارد و رساله‌ای منظوم و منثور دیگری تحت عنوان شرح معمیات معمایی از او به یادگار مانده است.

مجنون رفیقی هروی در عصر درخشان تیموریان هرات بالید؛ عصری که حکام و سلاطین وقت؛ هنر و هنرمند را بسی قدر می‌نمودند و تمامی هنرها در این دوره به شکوه و منزلت رفیعی رسیدند و این ناشی از تکریم هنر در نزد حکمران‌های وقت می‌شد. مجنون رفیقی گویا در فرمانی از جانب سلطان مظفر حسین تیموری؛ روزگاری سِمت آموزگار دبیرستان خانقاه رسالت‌پناه شهر هرات را داشته است و هم‌چنان از قراین می‌توان این‌طور برداشت کرد که او مخترع نوعی خط به‌نام «توأمان» بوده است. چنان‌چه خود می‌گوید:

توامان مخترع مجنون شد
کز قلم چهره گشائی‌ها کرد
تا شدم مخترع و صورت‌کش
خطکم صورتکی پیدا کرد

مجنون رفیقی هروی شاعر بود و غزل و قصیده را روان می‌سرود و در فن خطاطی و اندازه نقطه‌گزاری حروف (مفردات و مرکبات) رنگ کاغذ، شناخت قلم و مداد و مرکب و ساختن رنگ‌هایی‌که به کتابت ضرورت بوده است شناسایی عمیقی داشته است. مجنون رفیقی هروی از خوش‌طبعان و کاتبان دارالسلطنه هرات و شاعران نیمه دوّم سده نهم و نیمه یکم سده‌ی دهم هجری، و هم در این سرزمین تربیت یافته است.

این سخن‌ور و خوش‌نویس، به‌طوری‌که توانسته است سِمت تعلیم خوش‌نویسی را پس از درگذشت پدرش در هرات به عهده گیرد. علاوه بر آگاهی سلطان‌احمد مجنون از خط و کتابت و سخن‌وری، وی علوم ظاهر را می‌دانسته و میلی تمام به تصوّف داشته و به قول خواندمیر «درویش‌وش و عرفانی‌مشرب» بوده است.

در صنعت تذهیب و رنگ کردن صفحه کاغذ و ساختن سیاهی و رنگ‌های دیگر استاد زبردستی بوده است. طوری‌که استنباط می‌شود بعد از مرگ سلطان حسین بایقرا سفری به فارس کرده و در آن‌جا به‌واسطه خط خوش و طبع لطیفش مقام نزدیکی را نزد شه‌زادگان صفوی مخصوصاً سام میرزا حایز شده بود. یکی از استادی‌های او در صنعت خطاطی و خوش‌نویسی این است که با هر دو دست یعنی دست راست و چپ خطوط یک‌سان زیبا می‌نوشت. وی علاوه بر خطاطی و خوش‌نویسی، در شعر و ادبیات نیز طبع روان و قریحه‌ی توانایی داشته است.

بخش دیگر این کتاب شامل ضمیمه‌هاست که شامل آثار و رساله‌های مجنون رفیقی می‌شود. پنج رساله مجنون رفیقی در این کتاب ضمیمه شده است. تا پیش از چاپ مخترع توأمان، صاحب‌نظران و پژوهش‌گران تنها سه رساله به مجنون رفیقی هروی نسبت می‌دادند و این سه رساله پیش از این توسط پژوهش‌گرانی چون: میرغلام‌رضا مایل هروی، نجیب مایل هروی، دکتر علی اکبر ولایتی و حمیدرضا قلیچ‌خانی نیز منتشر شده است. امّا در مخترع توأمان علاوه بر این سه رساله، دو رساله دیگر مجنون رفیقی هروی تحت عنوان رساله‌ای در حل رنگ‌ها و رساله ناز و نیاز منتشر شده که و دو رساله دیگر نیز به معرفی گرفته شده است.

عکس چند برگ از نسخه‌های رساله‌های مجنون رفیقی و فهرست منابع مأخذ از بخش‌های دیگر این کتاب است. در کتاب مخترع توأمان نزدیک به هفتاد نسخه به‌صورت توصیفی رساله‌های مجنون رفیقی هروی به معرفی گرفته شده است. پُرتره مجنون رفیقی هروی برای نخستین بار توسط هنرمند توانای هرات آقای ناصر طالب کشیده شده و بر روی جلد کتاب مخترع توأمان نیز منتشر شده است.

حمیدالله کامگار از پژوهش‌گران و شاعران هرات است که پیش از این کتاب‌های: آثار غوریان، تاریخ‌نامه‌ی فوشنج، کوسویه در امتداد تاریخ، سریرگاه (پژوهشی پیرامون مراکز و پایتخت‌های تاریخی آریانا، خراسان و افغانستان)، تصحیح، تحقیق و تعلیقات کتاب میرزایان برناباد اثر رضا مایل هروی، حماسه‌سرای هری (نگاهی به کارنامه‌ی صدرالدین ربیعی پوشنگی) از او لباس چاپ بر تن کرده است. کامگار این کتاب‌ها را نیز روی دست دارد: تاریخچه کروخ (کار مشترک)، تذکرةالشعرای هرات، آشنایی با بناهای تاریخی هرات، شکوه جامی (معرفی و نسخه‌شناسی آثار مولانا نورالدین عبدالرحمان جامی)، ناخدای نستعلیق خراسان (شرح حال، احوال و آثار میرعلی هروی)، سیمای گردشگری گذره، جمع‌آوری مجموعه مقالات پوهاند دکتر جلال‌الدین صدیقی، سفرنامه بادغیس و غیره.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...