کتاب «روایت و روایتگری: کنکاش در داستان‌گویی سینمایی» [Narrative and Narration: Analyzing Cinematic Storytelling] نوشته وارن باکلند [Warren Buckland] با ترجمه محمد شهبا از سوی انتشارات هرمس منتشر شد.

خلاصه کتاب روایت و روایتگری: کنکاش در داستان‌گویی سینمایی» [Narrative and Narration: Analyzing Cinematic Storytelling]  وارن باکلند [Warren Buckland]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب پس از یادداشت مترجم و پیش‌درآمد در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول به مقدمات می‌پردازد و در چهار فصل به ظهور روایت، روایتگری، عامل‌های روایت در سینمای آغازین، ساختار روایت در هالیوود کلاسیک و هالیوود امروز، روایتگری و اظهار و بازتاب‌پذیری می‌پردازد. در بخش دوم با نام انواع داستان‌گویی به فمینیسم، روایت، و مؤلف‌بودن، روایتگری در سینمای هنری، روایتگری اعتمادناپذیر و فیلم‌های پازلی و منطق بازی‌های ویدئویی پرداخته شده است. پایان‌بخش کتاب به منابع و پس‌درآمد، نمایه اشخاص و فیلم‌ها اشاره کرده است.

همه نظریه‌های داستان‌گویی از سطح ظاهری فیلم فراتر می‌روند و آن دسته از عناصر و ساختارهای زیربنایی را مشخص می‌سازند که به فیلم معنا می‌بخشند. درست است که برخی از عناصر داستان‌گویی فیلم را در قالب زیبایی‌شناختی لذت‌بخشی شکل می‌دهند و حس یکپارچگی و توازن و انسجام را رقم می‌زنند ولی بقیه عناصر از طریق نگرش‌های ایدئولوژیک اجحاف‌آمیزی همچون پدرسالاری، نژادپرستی و نابرابری فیلم را سازمان می‌دهند. اتکای صرف به سطح ظاهری نه به فهم درست ایدئولوژی منجر می‌شود و نه فیلمنامه‌نویسان و داستان‌گویان را وامی‌دارد تا آن ایدئولوژی را به چالش طلب کنند و نگرشی بدیل عرضه کنند. به همین دلیل یکی از جنبه‌های بنیادین شناخت فیلمسازی، آگاهی به نظریه‌هایی است که عناصر زیربنایی داستان گویی را مشخص می‌سازند و نگرش‌های ایدئولوژیک آنها را برملا می‌کنند.

بحث از روایت و جنبه‌های گوناگون آن در چند دهه گذشته رو به افزونی رفته و آثار فراوانی در این‌باره نوشته شده است. یکی از حیطه‌های نظری جذاب، روایت‌شناسی فیلم است که این کتاب نیز در همین دسته می‌گنجد. روایت‌شناسی مطالعه ساختار و کارکرد روایت، به‌ طور ویژه در مقایسه با ساختار زبان‌شناسی است. در نتیجه روایت‌شناسی به بررسی و طبقه‌بندی درون‌مایه‌ها، قواعد و نمادهای روایت یا داستان‌های روایت‌شده می‌پردازد.

روایتگری نیز از اصطلاحات مبهم در حوزه روایت‌شناسی است؛ زیرا این اصطلاح در زبان روزمره و حتی گاهی در متون تخصصی‌تر به همان معنای روایت به کار می‌رود. از این گذشته در متون روایت‌شناسی نیز نظریه‌پردازان گوناگون آن را به معانی مختلفی به کار برده‌اند. تمایز میان روایت و روایتگری در واقع تفاوت میان «محصول» و «فرایند» است.

وارن باکلند خواننده مطالعات فیلم در دانشگاه آکسفورد بروکس است. باکلند در این کتاب بیش از آنکه در پی ارائه نظریه تازه‌ای درباره روایت و روایتگری در سینما باشد، تلاش کرده خلاصه مفیدی از چند نظریه روایت‌شناسی فیلم را عرضه کند. وی کتاب را به دو بخش تقسیم کرده است؛ در بخش نخست ابتدا بیان می‌کند که سینما ضرورتاً رسانه داستان‌گو نبود و به دلایلی چند به داستان‌گویی روی آورد. وی با بررسی فیلم «پنجره رو به حیاط» عناصر اصلی داستان‌گویی سینمایی را ترسیم کرده و سپس ظهور روایت و روایتگری و عامل‌های روایت را در سینمای آغازین بررسی کرده با تحلیل یک فیلم کوتاه صامت آنها را توضیح می‌دهد.

باکلند عواملی را برمی‌شمارد که در انتقال سینمای جاذبه‌ها به سینمای انسجام روایتی نقش داشته‌اند. وی در بخش بعد با تکیه بر آرای ولادیمیر پراپ و با بررسی فیلم‌هایی از هیچکاک و همچنین فیلم‌های جیمز باند به ساختار روایت در هالیوود کلاسیک و هالیوود امروز می‌پردازد و نتیجه می‌گیرد میان کنش‌ها فقط روابط علت‌ و معلولی برقرار نیست و پیوندهای ظریف‌تر و غیرمستقیم‌تری نیز میان آنها وجود دارد. وی در فصل دوم با بررسی چند اسلوب فیلم‌سازی این پیوندهای غیرعلّی را توضیح داده است.

فصل سوم به فرایند روایتگری می‌پردازد و با بررسی سه فیلم این فرایند را توضیح می‌دهد و به‌ویژه با طرح اصطلاح «سلسله‌مراتب آگاهی» میان شخصیت‌ها و تماشاگران و همچنین موضوع نقطه‌دید، توضیح می‌دهد که یکی از کارکردهای اصلی روایتگری، کنترل میزان دسترسی تماشاگران به اطلاعات داستانی است. باکلند برای توضیح بیشتر این مفاهیم، صحنه‌ای از فیلم پارک ژوراسیک» را مثال می‌زند و با تحلیلی جالب و جذاب چگونگی کنترل اطلاعات را بررسی می‌کند. فصل چهارم با اتکا بر آرای کریستین متز دو مبحث پیچیده روایت‌شناسی ـ اظهار و بازتاب‌ناپذیری را توضیح می‌دهد و یازده مورد از اظهار را در فیلم «هتل بزرگ بوداپست» بررسی می‌کند. این فصل را شاید بتوان دشوارترین بخش کتاب دانست.

باکلند در بخش دوم کتاب، مفاهیمی را که در بخش نخست در زمینه سینمای فمینیستی، سینمای هنری، فیلم‌های پازلی و فیلم‌های برگرفته از منطق بازی‌های ویدیویی به کار بسته، مطرح کرده و تحلیل‌های خواندنی ارائه کرده است؛ به‌ویژه فصل‌های هفتم و هشتم برای خواننده علاقه‌مند جذاب خواهد بود. نکته مهم این است که باکلند به جای ارائه بحث‌های صرفاً نظری، همواره از فیلم‌های آشنا نمونه آورده‌است. این نمونه‌ها افزون بر اینکه کتاب را گیرا ساخته‌اند، مثال‌هایی را فراروی علاقمندان قرار می‌دهند تا بتوانند با تکیه بر مفاهیم این کتاب، فیلم‌های دیگری را نیز به همین روش تحلیل کنند.

کتاب «روایت و روایتگری: کنکاش در داستان‌گویی سینمایی» نوشته وارن باکلند با ترجمه محمد شهبا در 220 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 130 هزار تومان از سوی انتشارات هرمس منتشر شده‌است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...