آلبرتو موراویا

04 فروردین 1385

آلبرتو-موراویا

در شهر رم زاده شد، پدرش مهندس معمار بود و او به سبب رنجوری و بیماری در جوانی نتوانست به طور کامل از تعلیم و تربیت مدرسه‌ای بهره‌مند گردد... پیوسته مورد آزار طرفداران و دستگاه حکومت موسولینی قرار می‌گرفت...

آلبرتو موراویا، Moravia, Alberto رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس ایتالیایی (1907-1990)در شهر رم زاده شد، پدرش مهندس معمار بود و او به سبب رنجوری و بیماری در جوانی نتوانست به طور کامل از تعلیم و تربیت مدرسه‌ای بهره‌مند گردد. در 1929 نخستین بار پس از انتشار رمان بی‌اعتنایان Gili Indifferenti به شهرتی فراوان در جوانی دست یافت. داستان، سرگذشت جوانی از طبقه کاسبکار سرمایه‌دار است که به جامعه عصیان می‌ورزد، خود را به بوالهوسی می‌سپارد و بیش از پیش به ناکامی و نکبت دچار می‌گردد. این اثر نه‌ تنها انتقادی از فاشیسم است، بلکه تباهی وضع جامعه‌ای را نشان می‌دهد که امکان رشد و نمو فاشیسم را آسان می‌گرداند. از این‌رو موراویا پیوسته مورد آزار طرفداران و دستگاه حکومت موسولینی قرار می‌گرفت. داستان جشن با نقاب La Mascherata در 1941 شامل تصویری مسخره‌آمیز از موسولینی بود که به طور موقت توقیف گشت. موراویا پس از این اولین پیروزی، آثاری منتشر کرد که او را به شهرت جهانی رساند، از آن جمله است: زندگی زیبا La Bella Vita (1935)، آگوستینو Agostino (1944)، قصه‌ای از ابتکارهای جنسی پسری که در محیطی سرشار از اوهام و عقاید خرافی غوطه می‌خورد و موراویا در آن روش خاص خود را به نام اصول تجربی واقع‌بینانه دنبال کرده است. این اثر از نظر عده‌ای از ناقدان شاهکار موراویا به شمار آمد. آثار دیگر موراویا شیوه قاطع او را در رئالیسم نشان می‌دهد. شیوه‌ای که در آن به مقامی برجسته و غیرعادی دست یافت. رمانهای لارومانا La Romana (1947) که توصیفی تغزلی است از زنی روسپی و ستایشی باشکوه از روح زنانگی؛ قصه‌های شهر رم Racconti Romani (1954) و چوچارا La Ciociara یک رشته آثار است مربوط به زندگی عامه مردم و محیط کارگری شهر رم در پایان جنگ جهانی دوم که سالها نیز پس از جنگ ادامه داشته است. قهرمان این داستان مردمی هستند که با نتایج شوم و سنگین جنگ که از هم‌گسیختگی جامعه را در بردارد، روبرویند. وصف این محیط محدود با قضاوتی سیاسی-اخلاقی سبک نئورئالیسم Neo-realisme را منعکس می‌کند.

قصه‌های آدم ماشینی
Automa (1963) و هرچیز برای خود چیزی است Una cosa e’una cosa (1967) بر قدرت عوامل مجرد و اسرارآمیز که موجب تغییرات ناگهانی می‌گردد، تکیه دارد. در رمانهای این دوره نمای رئالیسم به شکلهای دیگری ظاهر می‌شود، گاه به صورت جریان ماشینی زمان که فشاری بیش از حد بر روح اشخاص داستان وارد می‌آورد و گاه به صورت بی‌خاصیتی و خنثی بودن حال روحی این اشخاص. در داستان ملال La noia (1960) و تحقیر Il disprezzo (1954) رئالیسم چون فن خاص در ترتیب و تنظیم تاریخ به کار رفته گرفته شده است. موراویا برای تاریخ مزیتی قائل است و صورت نقل حکایت را به عرضه کردن وقایع تبدیل می‌کند و معتقد است که راوی چه خود نویسنده باشد یا شخصیتی که در داستان کار روایت و نقل را برعهده دارد، آنچنان تحت‌الشعاع کلامی که امور خارجی به او تلقین می‌کند، قرار می‌گیرد که کلام شخصی را از یاد می‌برد. در این رمانها تفاوت صریح میان آنچه حادث می‌شود و آنچه باید گفته شود، از میان می‌رود. در داستان عشق زناشوئی L’amore congiugale (1949) ثبات کانون خانوادگی به وسیله آرایشگر شوهر بر هم می‌خورد، اما دخالت آرایشگر در کانون خانوادگی، به عبارت دیگر دخالت امری خیالی و فرضی در امری واقعی تنها لحظه‌ای کوتاه دوام می‌یابد و این لحظه مدت زمانی است که زن و شوهر به تفسیر امر می‌پردازند. از آثار دیگر موراویا، بشر از نظر پایان کار L’Uomo come fine (1963) است که از جنبه سیاسی و ادبی کتابی برجسته به شمار می‌آید. موراویا همچنین آثاری گزارشی دارد که از سفرها و تجربه‌های شخصی فراهم آمده، از آن جمله است: یک ماه در شوروی Un mese in U.R.S.S (1948)، اندیشه‌ای درباره هند Un’idea dell’India (1962)، انقلاب فرهنگی در چین La rivoluzione culturale in Cina (1967).

موراویا از نویسندگان بزرگ و پراثر ایتالیاست. آثارش در دهه شصت نمودار سقوط و انحطاط معیارهای اخلاقی است و به طور کلی صفات مشترک داستانهای او تصویر جامعه‌ای است در حال از هم‌گسیختگی که در آن مبانی اخلاقی به وسیله مسائل شهوی، بدبینی و عدم اعتماد نابود گشته و نشانه‌ای هم از اصلاح وضع در آن به چشم نمی‌خورد. نظر موراویا درباره طبع بشری، از هر نوع مداهنه و تملق برکنار است. در آثارش نه عطوفت زیاد نسبت به انسان دیده می‌شود و نه بی‌علاقگی شدید، بلکه به صورتی واقع‌بینانه زوایای احساس مردم، خاصه طبقه پایین جامعه را می‌شکافد و با تیزبینی فراوان، رنجها، ناکامیها و وسوسه‌های شهوی را آشکار می‌سازد. موراویا فیلمنامه‌های بسیار نیز نوشته که به وسیله کارگردانهای معروف تهیه شده است.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی   معرفي کتاب نقد کتاب خريد کتاب دانلود کتاب زندگي نامه بيوگرافي

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...