دوکتاب «طراحی و ارتباطات بصری» و «فن تدوین فیلم» توسط انتشارات سروش به چاپ‌های هفتم و نهم رسیدند.

به گزارش مهر، انتشارات سروش به‌تازگی نسخه‌های تجدیدچاپ دوعنوان از ترجمه‌های خود در حوزه ارتباطات بصری و هنرهای نمایشی را در بازار نشر عرضه کرده است. یکی از این‌کتاب‌ها، «طراحی و ارتباطات بصری» تألیف برونو موناری است که توسط پاینده شاهنده ترجمه شده و به‌تازگی به چاپ هفتم رسیده است.

این‌کتاب با عنوان کامل «طراحی و ارتباطات بصری؛ رهیافتی بر روش‌شناسی بصری» [Design e comunicazione visiva: contributo a una metodologia didattica] شامل مطالب ۵۰ جلسه کلاس طراحی بصری است که استاد آن برونو موناری [Munari, Bruno] بوده است. موناری طرح را از جنبه زشتی و زیبایی مطرح نمی‌کند بلکه درستی یا نادرستی آن را در نظر می‌گیرد. چرا که شرکت‌کنندگان این کلاس‌ها از کشورهای مختلف بوده‌اند و ممکن بوده آنچه برای دانشجوی چینی زیبا باشد برای دانشجوی ایرانی نباشد.

چاپ هفتم این‌کتاب با ۳۶۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

این‌ناشر همچنین به‌تازگی چاپ نهم کتاب «فن تدوین فیلم» نوشته کارِل رایتس و گَوین میلار [Reisz, Kare] را با ترجمه وازریک درساهاکیان راهی بازار نشر کرده است.

کتاب مورد نظر، دستنامه‌ای است که زیر نظر کمیته منتخب آکادمی فیلم بریتانیا تألیف شده و بخش اعظم آن نه درباره نظریه تدوین بلکه دربرگیرنده مثال‌های عملی مختلفی است که کارگردانان یا تدوین‌گران حرفه‌ای در کار خود با آنها روبه‌رو بوده‌اند و قدم‌به‌قدم با آزمون و خطا راه خود را هموار کرده‌اند.

این کتاب ۴ قسمت و یک پیوست دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: تاریخ تدوین (تدوین و سینمای صامت، تدوین و سینمای ناطق)؛ کار تدوین (فصل‌های پرتحرّک و گفتگودار و کمدی و...)؛ اصول تدوین (تدوین تصویر و صدا)؛ و سینمای دهه‌های پنجاه و شصت میلادی (پرده عریض، فیلم مستند، موج نو، سینمای شخصی دهه شصت).

چاپ نهم این‌کتاب با ۵۲۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۷ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...