میخائیل شولوخف

21 بهمن 1384

میخائیل-شولوخف

در منطقه دن Don زاده شد و در میان طایفه قزاقها پرورش یافت؛ مادرش از خانواده دهقانان و پدرش از طبقه خرده مالکان بود. شولوخف برای تحصیل در دبیرستان به شهرهای مختلف از جمله مسکو فرستاده شد و در 1918 به هنگام آغاز جنگهای داخلی نزد خانواده بازگشت و در جنگ شرکت کرد... در 1923 به مسکو رفت و به کارهای دشوار تن در داد و از این راه معیشت خود را تأمین کرد... مقاله‌هایی در روزنامه جوانان دهقان انتشار داد .

میخائیل الکساندروویچ شولوخف، Sholokhov, Mikhail Aleksandrovich داستان‌نویس روسی (1905-1984) در منطقه دن Don زاده شد و در میان طایفه قزاقها پرورش یافت؛ مادرش از خانواده دهقانان و پدرش از طبقه خرده مالکان بود. شولوخف برای تحصیل در دبیرستان به شهرهای مختلف از جمله مسکو فرستاده شد و در 1918 به هنگام آغاز جنگهای داخلی نزد خانواده بازگشت و در جنگ شرکت کرد، پس از آن برای تأمین معاش به شغلهای کوچک ساده اشتغال ورزید. در 1923 به مسکو رفت و به کارهای دشوار تن در داد و از این راه معیشت خود را تأمین کرد، چیزی نگذشت که به گروه نویسندگان جوان پایتخت پیوست و کار ادبی را آغاز کرد، مقاله‌هایی در روزنامه جوانان دهقان انتشار داد و در 1925 اولین مجموعه داستانهای خود را با عنوان "داستانهای دن" Donskie rasskazy منتشر کرد که توصیف ناحیه دن به هنگام جنگ داخلی بود. این مجموعه نظر منتقدان ادبی را جلب کرد و استعداد نویسنده جوان را بر آنان آشکار ساخت. در همین سال شولوخف به زادگاه خود بازگشت و همانجا مقیم شد و او که پیوسته از دن الهام می‌گرفت، نوشتن شاهکار خود را به نام «دن آرام» Tikhiy Don آغاز کرد و اولین جلد آن را در 1928 انتشار داد که نویسنده را به شهرت رساند. کتاب از طرفی مورد استقبال فراوان عامه مردم قرار گرفت و از طرف دیگر مخالفت شدید منتقدان را که آن را دفاعی از طایفه مرتجع قزاقها تلقی کردند، برانگیخت.

میخائیل الکساندروویچ شولوخف، Sholokhov, Mikhail Aleksandrovich

جلد دوم کتاب در 1929 و جلد سوم در 1931 انتشار یافت و چهارمین جلد در 1940 منتشر شد و شولوخف را در ردیف نویسندگان بزرگ شوروی جای داد و پرفروش‌ترین کتاب عصر به شمار آمد، چنانکه شش میلیون نسخه از آن به فروش رسید و به چهل زبان رایج در روسیه و چندین زبان بیگانه ترجمه شد. جلد اول دن آرام شامل شرح زندگی طایفه قزاق ناحیه دن است به هنگام بروز جنگ جهانی اول. جلد دوم درباره حوادث اواخر جنگ و اوایل انقلاب روسیه و مقاومت روسهای سفید در برابر انقلاب است. جلد سوم وقایع جنگهای داخلی، خاصه جنگهای ناحیه دن را در برمی‌گیرد. جلد چهارم به سرکوب کردن نهضتهای ارتجاعی و پیوستن قزاقها به انقلاب اختصاص یافته است. قهرمان اصلی داستان "گریگوری ملخوف"
Melekhov، قزاق جوان و نماینده طبقه متوسط است که در جنگ جهانی رشادت بسیار نشان داده و به بولشویسم ایمان یافته است، اما هنگامی که در 1917 از جبهه جنگ به خانه بازمی‌گردد، درمی‌یابد که خانواده و همه دوستانش علم مخالفت برافراشته و از استقلال طایفه قزاق حمایت می‌کنند. گریگوری به آنان و به روسهای سفید مخالف حکومت می‌پیوندد. در جریان مبارزه، روز به روز امید خود را به پیروزی بیشتر از دست می‌دهد و ناامیدانه به جنگ ادامه می‌دهد، زیرا زمان، زمان جنگ است و جز جنگ کار دیگری نمی‌توان کرد اما سرانجام به صف کمونیستها می‌پیوندد و در کنار آنان می‌جنگد.

ملخوف از برجسته‌ترین چهره‌های قهرمانان ادبیات روسی است، با چهره‌ای غم‌انگیز و احساسی قوی که به سرخوردگی دچار می‌شود ودر پایان کار از نظر جسمی و روحی درمانده و فرسوده بر جای می‌ماند. گریگوری قهرمان مورد پسند عامه مردم روسیه گشت، اما در نظر منتقدان "بونچوک"
Bunchuk قهرمان دیگر کتاب که بولشویکی مؤمن بود، قهرمان واقعی رمان گشت نه ملخوف. شولوخف در کتاب دن آرام به صورتی روشن و وسیع تحت تأثیر کتاب "جنگ و صلح" اثر تولستوی قرار دارد، خاصه از نظر فن تغییر صحنه‌ها و گذر از گروهی به گروه دیگر، همچنین از نظر پیچ و خمهای وقایع و تعداد کثیر اشخاص داستان؛ اما در نقل عینی صحنه‌های تاریخی بیش از تولستوی واقع‌بینی نشان داده است. کتاب دن آرام برای شولوخف جایزه استالین، جایزه لنین و نشان لنین و کمی دیرتر در 1965 جایزه ادبی نوبل به همراه آورد. وی به جز در قلمرو ادبی، فعالیت اجتماعی خویش را نیز وسعت بخشید و در 1937 به عضویت شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی برگزیده شد. شولوخف در فاصله سالهایی که جلد سوم و چهارم کتاب دن آرام منتشر شد، داستان دیگری انتشار داد به نام "زمین نوآباد" Podnyataya Tselina (1922) که بهترین اثر درباره زندگی دهقانان و مزارع اشتراکی به شمار آمد. داستان زمین نوآباد شامل وقایعی است درباره الغای مالکیت شخصی از زمین و ایجاد مزارع اشتراکی. نویسنده در این اثر با واقع‌بینی بسیار موانعی را که در راه تحقق بخشیدن به اصلاحات ارضی در برنامه پنج ساله اول پیش می‌آمد و مقاومت طبقه مالکان عمده و دهقانان نادان در برابر این طرح عظیم را با صداقت کامل نشان می‌دهد و مبارزه‌های شدید مالکان و سرکوبی آنان را که به تبعید یا وادارساختن‌شان به قبول طرح اصلاحی می‌انجامید، با ایمان کامل شرح می‌دهد. زمین نوآباد علاوه بر جنبه سیاسی از نظر شرح حقایق زندگی اجتماعی و معرفی افراد عادی با همه معایب و محاسنشان و از نظر ادبی، از بهترین آثار ادبی شوروی محسوب می‌شود. از آثار دیگر شولوخف "آنان برای میهنشان می‌جنگیدند" Oni srazholis’za rodinu در 1959 انتشار یافت. موضوع اصلی این داستان، به دوره جنگهای روسیه شوروی با آلمانها اختصاص یافته و طایفه قزاقها را در محاصره ارتش آلمان نشان می‌دهد.

داستانهای شولوخف اگرچه هریک موضوع جداگانه‌ای دارد، در واقع مکمل یکدیگر است، دوره‌های مختلف انقلاب را پیش چشم می‌گذارد و قهرمانان را که مظهر افراد ملتند، در راههای پیشرفت و در طریق و مسلک اشتراکی نمایان می‌سازد. شولوخف نویسنده‌ای است که از میان توده ملت برخاسته و هرگز ارتباط خود را با آن قطع نکرده، مصائب و تیره‌روزی‌هایش را در آثار خود با شیوه‌ای واقع‌بینانه ترسیم کرده، پیوسته خود و هنرش را درخدمت این ملت گذارده و از زبان مردم برای بیان حوادث و وقایع داستانهای خویش کمک گرفته است. زبان وصف در آثار شولوخف بسیار غنی است و بینش او از عالم خارج بسیار دقیق و شایسته اعتماد است. شولوخف همان راهی را پیش گرفته که تولستوی پیش گرفته بود و آن حفظ رابطه مستقیم با مردم است و کمک به آنان در رفع دشواریهاشان. شولوخف روشهای تولستوی را که معیار اصلی رمانهای تاریخی دهه 1930 و رمانهای جنگی دهه 1940 گشت و همچنین ناتورالیسم گورکی را ادامه داده است. در سالهای اخیر شولوخف که در نویسندگی مقامی استوار یافته بود، در کار ادبی جنبه محافظه‌کارانه را برگزید و نویسندگان جوان را به سبب نظرها و روشهای نوجویانه سرزنش کرد و او که سالیان دراز از محبوبترین نویسندگان شوروی نزد عامه مردم به شمار می‌آمد، به سبب شیوه‌ای که در حمله به همکارانش مانند "پاسترناک" و "سولژنیتسین" و دیگران پیش گرفت، از محبوبیت خود کاست.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی     معرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود کتاب زندگی نامه بیوگرافی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...