کتاب «فرزندم در سرزمین مجازی» عنوان آخرین مجلد از سه‌گانه نشر معارف در حوزه سلامت کودک و نوجوان است که به تازگی روانه کتابفروشی‌ها شده است.

فرزندم در سرزمین مجازی مریم کوپایه‌ئیها

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، حضور کودکان و نوجوانان در فضای مجازی طی ماه‌های اخیر به دلیل شیوع ویروس کرونا و شرایط خاصی که پس از آن ایجاد شد، حضوری مستمر و هر روزه است. حضوری که گاه به رها کردن فرزندان در بازاری شلوغ و پرخطر اما جذاب تبدیل می‌شود. با توجه به ارائه مطالب متنوع و گوناگون در فضای مجازی، نقش والدین در هدایت کودکان و نوجوانان و محافظت از آنها در برابر اطلاعات مخرب فضای مجازی نقشی تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است.

حال اگر در این میان به دلیل غفلت یا عدم آگاهی والدین، کودک و نوجوان در این فضا رها شود، چه رخ خواهد داد؟ والدین چگونه می‌توانند نقش هدایت‌گر در این مقوله داشته باشند؟ آیا کنترل کودکان و نوجوانان راهکار مناسبی است؟ و ... این‌ها پرسش‌هایی است که ممکن است ذهن بسیاری از والدین را طی ماه‌های اخیر به خود مشغول کرده باشد.

هرچند استفاده از فضای مجازی توسط کودکان و نوجوانان به امری عادی در سال‌های اخیر تبدیل شده است، اما متأسفانه کمتر از نگاه کارشناسی و پژوهشی به این مقوله توجه شده و کمتر کتابی است که به صورت تخصصی به این موضوع بپردازد.

کتاب «فرزندم در سرزمین مجازی» که اخیراً منتشر شده است، تلاش دارد بخشی از خلأهای ناشی در این حوزه را برطرف کند. این اثر شامل آموزش مهارت‌های لازم جهت مواظبت از فرزند و مدیریت او در فضای مجازی است تا کودک که قشری بی دفاع و ضعیف در آشفته بازار فضای مجازی است، به تنهایی در فضای مجازی رها نشود.

کتاب «فرزندم در سرزمین مجازی» آخرین جلد از یک سه‌گانه است که در حوزه سلامت کودکان و نوجوانان نوشته شده است. دو جلد دیگر این مجموعه با عناوین «محرمانه با فرزندم» با تمرکز بر تربیت جنسی کودکان و «اقتصاددان فردا» با تمرکز بر تربیت کودک در حوزه اقتصادی پیش‌تر از سوی نشر معارف منتشر شده‌اند.

«فرزندم در سرزمین مجازی» به قلم مریم کوپایه‌ئیها زیر نظر زهرا آیت‌اللهی، دانش‌آموخته رشته روانشناسی و علوم تربیتی نوشته شده است. این کتاب در 160 صفحه و با قیمت 30 هزار تومان از سوی نشر معارف در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...