کتاب تصویری «چرا موز نمی‌خوری؟» [Would You Like a Banana] نوشته یاسمین اسماعیل [Yasmeen Ismail] با ترجمه مهدی حجوانی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

چرا موز نمی‌خوری؟» [Would You Like a Banana] نوشته یاسمین اسماعیل [Yasmeen Ismail]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب بیست‌ویکمین عنوان از مجموعه «کتاب‌های تصویری» و یکی از کتاب‌های «فندق» است که این‌ناشر برای کودکان چاپ می‌کند.

در کتاب‌های تصویری، نویسنده و تصویرگر به یک میزان در بردن بچه‌ها و مخاطبان به دنیای داستان، سهیم هستند. به این‌ترتیب، بچه‌ها به دنیای داستان می‌روند و والدین به دنیای کودکی‌شان.

کتاب «چرا موز نمی‌خوری؟» درباره یک‌میمون سیاه است که هرچه به او می‌گویند موز بخور، می‌گوید «نه!». مخاطبان اصلی‌اش هم بچه‌های کوچولویی هستند که گاهی برای نخوردن، هزار و یک‌جور بهانه می‌آورند، هم بزرگ‌ترهایی که بارها با این‌موقعیت روبرو شده‌اند.

یاسمین اسماعیل نویسنده این‌کتاب، متولد ایرلند است و کتاب‌های زیادی مثل این‌کتاب برای بچه‌ها نوشته و جوایزی هم در کارنامه دارد.

ترجمه فارسی «چرا موز نمی‌خوری؟»، با ۳۲ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...