کتاب تصویری «چرا موز نمی‌خوری؟» [Would You Like a Banana] نوشته یاسمین اسماعیل [Yasmeen Ismail] با ترجمه مهدی حجوانی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

چرا موز نمی‌خوری؟» [Would You Like a Banana] نوشته یاسمین اسماعیل [Yasmeen Ismail]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب بیست‌ویکمین عنوان از مجموعه «کتاب‌های تصویری» و یکی از کتاب‌های «فندق» است که این‌ناشر برای کودکان چاپ می‌کند.

در کتاب‌های تصویری، نویسنده و تصویرگر به یک میزان در بردن بچه‌ها و مخاطبان به دنیای داستان، سهیم هستند. به این‌ترتیب، بچه‌ها به دنیای داستان می‌روند و والدین به دنیای کودکی‌شان.

کتاب «چرا موز نمی‌خوری؟» درباره یک‌میمون سیاه است که هرچه به او می‌گویند موز بخور، می‌گوید «نه!». مخاطبان اصلی‌اش هم بچه‌های کوچولویی هستند که گاهی برای نخوردن، هزار و یک‌جور بهانه می‌آورند، هم بزرگ‌ترهایی که بارها با این‌موقعیت روبرو شده‌اند.

یاسمین اسماعیل نویسنده این‌کتاب، متولد ایرلند است و کتاب‌های زیادی مثل این‌کتاب برای بچه‌ها نوشته و جوایزی هم در کارنامه دارد.

ترجمه فارسی «چرا موز نمی‌خوری؟»، با ۳۲ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...