«کتاب جامع تصویرسازی مد و لباس» نوشته بینا آبلینگ و ترجمه مریم سادات سیدی، توسط انتشارات جمال هنر منتشر شد.

مریم سادات سیدی به خبرنگار مهر گفت: نویسنده در «کتاب جامع تصویر سازی مد و لباس» به صورت تخصصی مباحث مرتبط با تصویرسازی فشن را از ساده‌ترین مبحثش که طراحی اندام است تا طراحی لباس مردانه، طراحی لباس کودک، تکنیک‌های رنگ آمیزی پیشرفته و… را آموزش می‌دهد.

وی افزود: بینا آبلینگ یکی از مهم‌ترین چهره‌های مد و هنر است و در دانشگاه سانتافه در آمریکا تدریس می‌کند. کتاب‌های دیگری از او نیز به فارسی ترجمه شده است.

سیدی ادامه داد: متأسفانه متون مرتبط با رشته طراحی لباس و پارچه در ایران اندک است. بجز انتشارات جمال هنر ناشران دیگری نیز به انتشار این کتاب‌ها اقدام می‌کنند، اما به طور کل ما صرفاً در یک دهه اخیر با رشته طراحی لباس آشنا شدیم و هنوز بسیاری از مشاغل این رشته در ایران تعریف نشده‌اند. به همین دلیل هم کتاب‌های منتشر شده در این حوزه بیشتر ترجمه است تا تألیف.

این مترجم درباره فصل‌های مختلف کتاب نیز چنین گفت: کتاب هفت فصل دارد؛ فصل اول و دوم، درباره اصول ابتدایی طراحی اندام به همراه مانکن‌های اغراق شده است. فصل سوم، طراحی مانکن، با چیدمان جدید، تجربه کلاسی شما را با آنالیز دقیق‌تری از اندام و ژست‌های جدید ارائه می‌کند. فصل مربوط به طراحی صورت شامل روش‌های دقیق طراحی صورت و تصاویری از نمایش‌های زنده لباس برای تمرین تصویرسازی است. فصل جزئیات لباس تمامی تکنیک‌های موفق چاپ‌های گذشته را دربر می‌گیرد و در حال حاضر با تصاویر شوهای لباس به عنوان مرجع مکمل تحقیقات شما در زمینه طراحی لباس به روز شده‌اند.

سیدی اضافه کرد: فصل هفتم، با دربر گرفتن مراجع تصویری بر انواع خاص پارچه و راه کارهای تصویرسازی و رنگ آمیزی با ماژیک و مداد رنگی تمرکز می‌کند. فصل‌های طراحی لباس مردانه و طراحی لباس کودکان، هر دو به روز شده‌اند. آرشیو منحصربه فرد این کتاب، شامل بیش از ۴۰۰ مرجع لباس و اکسسوری است که به روز شده و بخش ایرادهای طراحی به منظور انعکاس مسائل جدید طراحی به آن اضافه شده است.

«کتاب جامع تصویرسازی مد و لباس» نوشته بینا آبلینگ و ترجمه مریم سادات موسوی با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۵۰۰ صفحه و بهای ۳۰۰ هزار تومان توسط مؤسسه انتشاراتی جمال هنر در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

آبلینگ در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «چه چیز می‌تواند هیجان انگیزتر از طراحی لباس برای کسب درآمد باشد؟ هر چه بیشتر درباره مد می‌آموزم، بیشتر می‌خواهم طراحی کنم. رویکرد من به طراحی و تدریس در این حرفه رشته همیشه در حال تغییر، همانند شوقی است که در اولین روز کلاسم داشتم. خوشحال بودم و امروز نیز هنوز احساس هیجان می‌کنم.

انتخاب شغلی خود را دوست دارم. هرگز نمی‌توانم تصور کنم که حوصله‌ام از کارم سر رفته است. طراحی برای من به اندازه نفس کشیدن مهم است. همان قدر برای زنده ماندنم ضروری است. من به راستی امیدوارم و شما را تشویق می‌کنم که با همین دید به شغل خود نگاه کنید.»

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...