سلستینو هرس [Celestino Heres] قصه‌های کتاب «نیشکرهای خونین» [Unpardonable Crimes: The Legacy of Fidel Castro: Untold Tales of the Cuban Revolution] را برمبنای خاطرات کسانی نوشته است که کوبای پیش از انقلاب، کوبای دوران انقلاب و کوبای بعد از انقلاب را به چشم خود دیده‌اند و زیستن در کوبای کمونیستی تحت حاکمیت فیدل کاسترو را تجربه کرده‌اند.

سلستینو هرس [Celestino Heres] قصه‌های کتاب «نیشکرهای خونین» انقلاب کوبا [Unpardonable Crimes: The Legacy of Fidel Castro: Untold Tales of the Cuban Revolution]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه «نیشکرهای خونین: روایت‌های ناگفته انقلاب کوبا» نوشته سلستینو هِرس با ترجمه علی مصدقی نقندر را راهی بازار کتاب کرد.

مولف با شنیدن خاطرات و مشاهدات والدین خود و گفت‌وگو با تبعیدی‌های کوبایی - که اغلب در میامی امریکا ساکن شدند - نوشتن این داستان‌ها را آغاز کرد تا همچون سایر نویسندگان تبعیدی، راوی رنج‌ها و بیم و امیدهای مردم سرزمین خود باشد.

سلستینو هِرس قصه‌های کتاب «نیشکرهای خونین» را برمبنای خاطرات کسانی نوشته است که کوبای پیش از انقلاب، کوبای دوران انقلاب و کوبای بعد از انقلاب را به چشم خود دیده‌اند و زیستن در کوبای کمونیستی تحت حاکمیت فیدل کاسترو را تجربه کرده‌اند.

این کتاب «نیشکرهای خونین» مجموعه‌ای از قصه‌های تخیلی درباره رویدادهایی واقعی و تلخ است. سلستینو هِرس برای نوشتن کتاب «نیشکرهای خونین» پای صحبت بسیاری از کوبایی‌هایی نشسته که بعد از انقلاب کوبا مجبور شده‌اند از کشورشان به امریکا مهاجرت کنند.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: این‌ها داستان‌هایی واقعی از حوادث انقلابی کوباست؛ اتفاق‌هایی که به قول نویسنده شاید افسانه‌وار به نظر بیایند اما همگی داستان آدم‌هایی است که به‌نوعی از انقلاب کمونیستی کوبا زخم خورده‌اند.

انقلاب کوبا در یکم ژانویه ۱۹۵۹ میلادی و با سقوط رژیم باتیستا و به قدرت رسیدن فیدل کاسترو، رهبر انقلابی کوبا و اسطوره مبارزه با امپریالیسم آمریکا حاصل شد. از زمان پیروزی انقلاب کوبا، آمریکا همواره تلاش کرده است تا این دولت را سرنگون کند اما عزم دولت و ملت کوبا در مقابله با توطئه‌های آمریکا مانع از این امر شده است.

کوبا در حالی شصت‌وسومین سالگرد انقلاب خود را جشن گرفت که اندکی پس از این حماسه چریکی و انقلابی، دشمنی واشنگتن با دولت و ملت این جزیره آمریکای لاتین با آغاز تحریم‌های واشنگتن علیه هاوانا کلید خورد.

کوبا که تا قبل از ۱۹۵۹ دارای سیاست اتحاد و ائتلاف با غرب بود، به مرور به سمت اتحاد جماهیر شوروی گام برداشت و استراتژی اتحاد و ائتلاف با غرب را به سمت بلوک شرق تغییر داد. آیزنهاور در سال ۱۹۶۰ نخستین تحریم اقتصادی علیه کوبا را به اجرا گذاشت و واردات شکر از این جزیره را محدود کرد. به این ترتیب روند غم انگیز و ظالمانه فشار اقتصادی به مردم کوبا آغاز شد.

بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه «نیشکرهای خونین: روایت‌های ناگفته انقلاب کوبا» نوشته سلستینو هِرس با ترجمه علی مصدقی نقندر را در ۱۶۸ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۲۰ هزار تومان راهی بازار کتاب کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...