کتاب «خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه» اثر غلامحسین میرزاصالح توسط انتشارات معین به چاپ پنجم رسید.

خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه غلامحسین میرزاصالح

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ چهارم این‌کتاب مهرماه ۹۸ به بازار نشر عرضه شده بود. چاپ اولش هم سال ۹۲ منتشر شد.

«خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه»، پر از مسائلی تاریخی و سیاسی مربوط به دیپلماسی زیاده‌خواهانه انگلستان،‌ آمریکا و شوروی در قبال ایران است. در گرماگرم و هرج‌ومرج جهانی، ایران نیز یکی از طمعه‌های این کشورها محسوب می‌شد. جالب است که نویسنده خاطرات کتاب پیش‌رو در آغاز یادداشت‌های خود پس از شرح مسافرتی که به مسکو و ملاقات با ژنرالیسم استالین، این جملات را آورده است: «من با یک صفای باطن نسبت به روس‌ها به مسکو رفتم، در حالی که با یک مغز پر تزویر درباره آن‌ها به تهران برگشتم.»

احمد قوام مشهور به قوام‌السلطنه، یکی از سیاستمداران مهم ایرانی مربوط به پایان دوران قاجار و سلسله پهلوی است. او متولد سال ۱۲۵۲ و درگذشته به سال ۱۳۳۴ است. لقب قوام‌السلطنه، در زمان قاجاریان به قوام اعطا شد و یکی از مردان مهم عصر پهلوی بود که در مجموع ۵ بار به‌عنوان نخست‌وزیر ایران منصوب شد.

کتاب خاطرات سیاسی این شخصیت‌ درباره مطلبی با عنوان «نظری به یادداشت‌های قوام‌السلطنه» را دارد که نقدی بر این‌خاطرات است و حدود ۵۷ سال پیش بدون ذکر نام نویسنده، با همین‌عنوان در ۱۸ شماره پراکنده از هفته‌نامه «خواندنی‌ها» به چاپ رسیده است.

عناوین فصول اصلی کتاب خاطرات قوام‌السلطنه، به‌این‌ترتیب است: کافتارادزه در تهران، شوروی و تجزیه آذربایجان، تشکیل حکومت‌های خودمختار آذربایجان، نخست‌وزیری صدرالاشراف، مذاکرات وزرای خارجه دولت‌های آمریکا، طرح تجزیه ایران، شکایت ایران علیه شوروی، ملاقات با سفیر شوروی، مظفرفیروز معاون سیاسی، اسرار مذاکرات مسکو، پایان دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، مواد موافقتنامه قوام-سادچیکف، ورود پیشه‌وری به تهران، نخست‌وزیر شدن پیشه‌وری، شرکت رهبران حزب توده در کابینه، حوادث فارس، انتخابات دوره پانزدهم مجلس، اعلام جرم بر ضد قوام.

نمایه‌ها و تصاویر هم دو فصل پایانی کتاب «خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه» هستند.

چاپ پنجم این‌کتاب با ۳۵۰ صفحه و قیمت ۵۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...