مراسم رونمایی از کتاب و آلبوم موسیقی «مردم شناسی و موسیقی نوار ساحلی شیبکوه»، جدیدترین اثر محسن شریفیان، پژوهشگر و نوازنده بوشهری عصر چهارشنبه ۲۲ اسفند ماه با حضور دوستداران هنر و فرهنگ و اصحاب رسانه در کافه حاج رئیس برگزار شد.

به گزارش ایسنا، کتاب «مردم شناسی و موسیقی نوار ساحلی شیبکوه»، یازدهمین اثر پژوهشی این موسیقیدان بوشهری است و به همراه این کتاب، یک مجموعه از قطعات موسیقایی با عنوان «موسیقی نوار ساحلی شیبکوه» در قالب دو لوح فشرده صوتی نی توسط نگارنده کتاب، گردآوری شده است.

محسن شریفیان در این مراسم با اشاره به پنجمین اثر موسیقایی خود اظهار کرد: این اثر روایتی دیگر از نی انبان است. منطقه شیبکوه سالهاست کاربرد سیاسی خود را از دست داده است و بین بوشهر و هرمزگان قرار داشته و از کنگان تا بندرلنگه وسعت دارد.

وی افزود: نکته جالب رواج موسیقی در این منطقه است، نوازندگان این منطقه بسیار باانرژی و با تعصب خاص خودشان ساز می زنند و برای من مهم بود که در مورد آن بیشتر بدانم.

نی‌انبان و موسیقی نوار ساحلی شیبکوه

این نوازنده و پژوهشگر تاکید کرد: اغلب پژوهشگران و مورخان عرب معتقدند نی انبانی که در آن منطقه وجود دارد از خطه فارس آمده است اما در کنار آن اتفاق بدی که در اینجا می‌افتد این است که کشورهای عربی برای معرفی این ساز تلاش زیادی می‌کنند اما در ایران و همین بوشهر به این ساز اصلا اهمیتی داده نمی شود و آن را به رسمیت نمی‌شناسند، بنابراین فکر می‌کنم که خود ما مردم باید از داشته های ارزشمند مان حمایت کنیم و آنها را ماندگار کنیم تا به دست فراموشی سپرده نشود.

امیر بهاری، منتقد بنام موسیقی کشور نیز در بخشی از این نشست، با سلام به بوشهر و مردم بوشهر گفت: من به جرأت می‌توانم بگویم که هیچ جشنواره بین المللی با این ابعاد در ایران نداریم و انگار که تمام انرژی شهر درگیر این فستیوال شده است.

وی ادامه داد: حتی جشنواره بین المللی موسیقی فجر نیز چنین حسی را در بین پایتخت نشینان ایجاد نمی‌کند و این یک اتفاق بزرگ در سرزمین ایران است.

بهاری با اشاره به نکات اساسی در حوزه موسیقی کشور عنوان کرد: دو جریان موسیقی عامه پسند و نخبه گرا در کشور وجود دارد. میان این دو جریان در چند سال گذشته شکاف عمیقی ایجاد شده و شریفیان تلاش کرده است که این دو جریان را به هم نزدیک کند. این تلاش شایسته ی ستایش است و برای یک هنرمند در ایران دستاورد کمی نیست.

این منتقد موسیقی خاطرنشان کرد: بسیاری از هنرمندان ما در ایران پس زمینه تئوریک ضعیفی دارند اما محسن شریفیان در این زمینه یکی از استثناها است که هم پژوهش‌های خوبی در حوزه موسیقی دارد و هم اینکه یک نوازنده و آهنگساز بسیار خوب و حرفه ای است.

امیر بهاری به معرفی ساز نی انبان توسط محسن شریفیان اشاره کرده و یادآور شد: اینکه شما با ادبیات موسیقی جنوبی و ساز نی انبان مسیری را یک تنه آغاز کنید و به جایی برسید که بلیت‌های اجرای شما پا به پای برخی ستاره های پاپ که یک موسیقی سطحی و دم‌دستی ارائه می‌دهند، فروش برود یک اتفاق قابل توجه است و در این زمینه باید به محسن شریفیان تبریک گفت.

در ادامه کارگاه تخصصی موسیقی با همکاری فستیوال کوچه و نویز (رسانه مستقل مرور موسیقی) و نیز جشن امضای تازه ترین اثر موسیقایی محسن شریفیان برگزار شد.

این اثر حاصل پژوهش نوازنده ی برجسته‌ نی انبان ایرانی است که پیش از این، کتاب «آموزش نی انبان» را به همراه سی دی قطعات و نواها منتشر کرده بود. نی انبان، شاخص ترین ساز در موسیقی جنوب ایران است که برای اولین بار در یک اثر پژوهشی، به صورت ویژه به تاریخچه و تحولات این ساز در منطقه‌ای به نام «شیبکوه» در جنوب ایران پرداخته شده است.

محسن شریفیان

منطقه شیبکوه در حاشیه شمالی خلیج فارس از شرق تا بندر لنگه و بندر خمیر و از غرب تا بندر سیراف و کنگان، امتداد داشته است. نام شیبکوه مورد نظر در این پژوهش، از اوایل سده بیستم، کاربرد جغرافیایی و سیاسی خود را از دست داده و هم اکنون میان دو استان بوشهر و هرمزگان قرار گرفته و تاریخ پر فراز و نشیب این منطقه با رویدادهای بندر تاریخی و مهم «سیراف» گره خورده است.

بخش مردم شناسی این کتاب به معرفی راویان موسیقی منطقه، تحت عنوان «لوطی ها»، «سیاها»، «دلاک ها» و «کولی ها» می پردازد و معرفی گونه‌های موسیقی شیبکوه و دیگر سازهای رایج در این منطقه از بخش های دیگر این اثر است.

گفتگوها و مصاحبه های محسن شریفیان از دهستان «مچاهیل» در هرمزگان تا «بنک» در بوشهر که در پیوست این کتاب قرار گرفته، از بخش های جذاب و خواندنی آن است.

 محسن شریفیان، تدوینگر پرونده ثبت ملی ساز نی انبان با عنوان «مهارت ساخت و نواختن نی انبان در گستره ملی» بوده است که در مهر ماه سال ۱۳۹۴ ثبت ملی شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...