کتاب «فیچرنویسی برای روزنامه‌نگاران» [Feature writing for journalists] نوشته شارون ویلر [Sharon Wheeler] با ترجمه علی‌اکبر قاضی‌زاده توسط انتشارات ثانیه منتشر و راهی بازار نشر شد.

فیچرنویسی برای روزنامه‌نگاران [Feature writing for journalists]  شارون ویلر [Sharon Wheeler]  ترجمه علی‌اکبر قاضی‌زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شارون ویلر، نویسنده کتاب از آن‌جایی که خود روزنامه‌نگار و مدرس این‌رشته است، چالش‌های یک روزنامه‌نگار در ارتباط با فیچرنویسی را کشف و درباره آن‌ها راهکارهایی داده است. علی‌اکبر قاضی‌زاده مترجم کتاب نیز مولف، روزنامه‌نگار و مدرس این‌رشته است که درباره کتاب و نویسنده‌اش نوشته است: «نویسنده کتاب، جنبه‌های مفید در آموزش فیچرنویسی را در این‌کتاب گرد آورده است. ویژگی کتاب، نگاه از روی زمین به این‌مهارت است. با زبانی نرم، انواع زمینه‌های فیچر، بایسته‌های این‌مهارت و راه‌های رسیدن به نتیجه را توضیح داده است. به دست‌دادن نمونه‌های بد و خوب از فیچرنویسی، کار فیچرنویسان موفق و آنچه باید در فیچرنویسی رعایت شود، امتیاز مهم کتاب است.»

در این‌کتاب درباره انواع مطالب غیرخبری رسانه‌ها (اعم از سنتی و فضای مجازی) سخن گفته شده و تکنیک‌های لازم برای تهیه و تنظیم آن‌ها، برای روزنامه‌نگاران آموزش ارائه شده است.

نویسنده کتاب در مقدمه آن درباره فیچرنویسی، آورده است:

«پاس کوتاه و سردستی به این پرسش چنین می‌تواند باشد: هر متن غیر خبری! اما وقتی در مضمون روزنامه‌ها و مجله‌ها دقیق می‌شویم در این پاسخ تردیدهایی بروز می‌کند: آیا این اصل جدول کلمات را هم در بر می‌گیرد؟‌ گفتارهای تلویزیونی چه؟ آیا تابلوی نتایج باشگاه‌های فوتبال هم فیچر است؟ آیا شرح حال یک ورزشکار سنگین وزن و نامدار یا رسوایی‌های فلان خواننده پاپ هم شامل این تعریف می‌شود؟
نکته مهم این است: نگارش فیچر، چه هدفی را دنبال می‌کند؟ هدف فیچر، سفر به سرزمین‌هایی است که هرگز ندیده‌ایم. می‌خواهیم به مخاطب فرصت کشف فضاهایی را بدهیم که جاذبه دارد. می‌خواهیم به گوشه‌های ناشناخته زندگی چهره‌های مشهور سرک بکشیم و ببینیم آنان چگونه برای خودشان کسی شده‌اند. میخواهیم با برملا کردن پیامدهای ویرانگر حکم یک دادگاه، احساسات مخاطب را تحریک کنیم. میخواهیم رویکردی پیچیده را به یاری قلم یک نویسنده توانا به مخاطب توضیح دهیم.»
گفت‌وگو با فیچرنویسان در زمینه‌های مختلف درباره تجربه‌ها، نظرها، پیشینه و توصیه‌های آنان از جمله مطالب تشکیل‌دهنده این‌کتاب هستند.

این‌کتاب با ۲۱۸ صفحه و قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...