کتاب «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» نوشته حسن بشیر (استاد ارتباطات بین‌الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)) منتشر شد.

روش عملیاتی تحلیل گفتمان حسن بشیر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب توسط انتشارات سروش منتشر شده است.

در قسمتی از مقدمه کتاب «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» آمده است: «به دلیل اهمیت گفتمان، عصر کنونی را می‌توان «عصر گفتمان» و «عصر تحلیل‌های گفتمانی» نامید. عصر خروج از متن و حضور مداوم در فرامتن است. عصر کشف ناگفته‌های پنهان از لابه‌لای متون اجتماعی است. و بالاخره عصر کشف معناها در هزارتوی پیچیدگی‌های پارادایم‌های گفتمانی است.

«گفتمان» گفتمان عصر جهانی شدن است. پارادایمی است که فراتر از حجم ملی و منطقه‌ای، معنا یا معناهای خود را در سطح جهانی گسترش می‌دهد و به دنبال ایجاد پیوستگی‌های مداوم، همپوشانی‌های وسیع، همگرایی‌های ممتد و چسبندگی دائم است. گفتمان عرصه ظهور معناهایی است که بخشی از آن در صراحت کلمه و بیشتر آن در ابهام جملات و گزاره‌ها نهفته است. این نهفتگی معنایی نیازمند کشف و مکاشفه و شهودی فراتر از روش‌های ترکیبی در تحلیل متن اجتماعی است.

در چنین شرایطی، کشف گفتمان خود نیازمند گفتمانی دیگر است که بتواند معنای آن را ترسیم کند. این سلسله متصل به هم گفتمانی یکی دیگر از ویژگی‌های «عصر گفتمان» است. در حقیقت هیچ گفتمانی بدون درک و فهم گفتمان‌های دیگر قابل قرائت و شناختن نیست. و همین‌جاست که می‌توان گفت «عصر گفتمان» «عصر مطالعات میان‌رشته‌ای» است. عصری که دیگر، نمی‌توان بر روی یک متن و یک قرائت و یک حوزه علمی برای شناخت و تحلیل فرایندهای اجتماعی متکی شد. این حقیقت یک حقیقت ساده، بسیط و بدیهی نیست. حقیقتی پیچیده و متراکم است که بدون فهم عمیق آن نمی‌توان به کنه آن دست یافت. به همین دلیل است که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پیچیده عصر جهانی شدن، ظهور مفهوم گفتمان و خلق گفتمان‌ها در سطوح مختلف است.»

این استاد ارتباطات در تشریح اهداف اصلی نگارش این کتاب آورده است: «اول: آن‌چه تا کنون در مورد گفتمان و به ویژه تحلیل گفتمان گفته شده است، بیش از آن‌که روشنگری این حوزه علمی را افزایش دهد، بر ابهام آن افزوده است. گویی آن‌چه در مورد گفتمان و تحلیل آن گفته شده، خود نیازمند یک گفتمان تبیینی دیگری است. طرح این موضوع، نه به معنای تقلیل‌گرایی و یا تشکیک در ارزشمند بودن برخی از آن‌چه در این زمینه به نگارش درآمده، بلکه بدین لحاظ مورد تاکید قرار گرفته است که طبق تجربه و مطالعات و ارزشیابی‌های مداوم نگارش‌های متنوع در این زمینه، نتوانسته‌اند فهمی متناسب و متجانس از گفتمان و روش تحلیل گفتمان با رویکرد بومی ارائه دهند.

دوم: عامل فوق‌الذکر خود بزرگترین دلیل تولید متنی جدید در این زمینه شد. اما مساله به همین جا خاتمه نمی‌یابد. نگارنده با پیشنهاد «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» با نام «روش پدام» معتقد است که می‌توان با روش پیشنهادی به شکل متقن، دقیق و عملی گفتمان‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و معناهای آشکار و پنهان آنها را درک و تبیین کرد.»

فصل اول این کتاب با عنوان «چیستی گفتمان و تحلیل گفتمان»، فصل دوم با عنوان «روش‌های تحلیل گفتمان»، فصل سوم با عنوان «اصول نظری روش عملیاتی تحلیل گفتمان» و فصل چهارم با عنوان «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» است.

کتاب «روش عملیاتی تحلیل گفتمان»، دهمین کتاب حسن بشیر در حوزه گفتمان و تحلیل گفتمان است. در ماه گذشته نیز کتاب «عصر گفتمان» او روانه بازار شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...