کتاب «رسانه‌های جدید و آینده نگری نظارت الکترونی در ایران» تألیف امیدعلی مسعودی، واقعیت‌هایی را درباره نظارت، کنترل و سانسور در جامعه اطلاعاتی پیش‌بینی کرده است.

رسانه‌های جدید و آینده نگری نظارت الکترونی در ایران امیدعلی مسعودی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب حاصل پژوهشی علمی است که درباره آینده‌نگری رسانه‌های جدید و نظارت الکترونی در ایران انجام‌شده است، یافته‌های آن، واقعیت‌هایی را درباره نظارت، کنترل و سانسور در جامعه اطلاعاتی پیش‌بینی کرده است.

تعدادی از این پیش‌بینی‌ها تاکنون به وقوع پیوسته‌اند و برخی نیز در راه وقوع‌اند و محتمل‌الوقوع پیش بینی‌هایی که امروزه نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا واقعیت یافته‌اند؛ دراین‌باره با خواندن متن کتاب بهتر می‌توانید قضاوت کنید، این پیش‌بینی‌ها تا چه اندازه به وقوع پیوسته و مسئولان تا چه حد و اندازه‌ای در برنامه‌ریزی ها به آنها توجه داشته‌اند؟

رسانه‌های جدید و آینده نگری نظارت الکترونی در ایران تألیف امیدعلی مسعودی، چاپ دوم ویراست دوم ۱۳۹۹، قیمت ۴۰ هزار تومان از سوی مرکز پخش انتشارات روز هشتم، چاپ و منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...