کتاب «رسانه‌های جدید و آینده نگری نظارت الکترونی در ایران» تألیف امیدعلی مسعودی، واقعیت‌هایی را درباره نظارت، کنترل و سانسور در جامعه اطلاعاتی پیش‌بینی کرده است.

رسانه‌های جدید و آینده نگری نظارت الکترونی در ایران امیدعلی مسعودی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب حاصل پژوهشی علمی است که درباره آینده‌نگری رسانه‌های جدید و نظارت الکترونی در ایران انجام‌شده است، یافته‌های آن، واقعیت‌هایی را درباره نظارت، کنترل و سانسور در جامعه اطلاعاتی پیش‌بینی کرده است.

تعدادی از این پیش‌بینی‌ها تاکنون به وقوع پیوسته‌اند و برخی نیز در راه وقوع‌اند و محتمل‌الوقوع پیش بینی‌هایی که امروزه نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا واقعیت یافته‌اند؛ دراین‌باره با خواندن متن کتاب بهتر می‌توانید قضاوت کنید، این پیش‌بینی‌ها تا چه اندازه به وقوع پیوسته و مسئولان تا چه حد و اندازه‌ای در برنامه‌ریزی ها به آنها توجه داشته‌اند؟

رسانه‌های جدید و آینده نگری نظارت الکترونی در ایران تألیف امیدعلی مسعودی، چاپ دوم ویراست دوم ۱۳۹۹، قیمت ۴۰ هزار تومان از سوی مرکز پخش انتشارات روز هشتم، چاپ و منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...