کتاب «بازار خبر» با نگاهی به روند تکوین خبرگزاری تصویری ایران‌پرس نوشته عباس محمدنژاد توسط انتشارات ایزدیار منتشر شد.

بازار خبر عباس محمدنژاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب ۵ فصل و ۱۵۴ صفحه دارد که نویسنده در آن، علاوه بر بیان شیوه‌های روایتگری درباره خبر و تکنیک‌های مختلف خبرنویسی به روند تشکیل و احداث خبرگزاری ایران پرس به‌عنوان اولین خبرگزاری تصویری کشور پرداخته است. محمدنژاد در بخشی از این‌کتاب که به خبرگزاری ایران پرس پرداخته، علاوه بر آنچه طی سه‌سال گذشته در این خبرگزاری محقق و پایه‌ریزی شده، به چشم‌اندازهای بلند یک خبرگزاری تصویری موفق از جمله در رویکرد تخصصی موضوعی آن اشاره کرده است.

مولف اثر پیش‌رو درباره مدیریت رسانه و نقش اخلاق در آن هم بحث کرده و عنوان کرده این‌مساله برای مدیران رسانه‌ای مفید خواهد بود. او فصل پنجم کتابش را هم به یافته‌ها و نتایج پژوهشی در خصوص طرح راهبردی ارتقای اعتماد عمومی به رسانه ملی اختصاص داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...