کتاب «زن ایرانی در گذار از سنت به مدرن» مجموعه مقالاتی از سهیلا ترابی‌فارسانی بعد از یکسال به چاپ دوم رسید.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، پژوهش حاضر حاصل تحقیقات و دغدغه‌های امروز زنان ایران است. هرچند از سده قبل فعالیت‌هایی در زمینه تبعیض و قانون شکنی بین زن و مرد آغاز شده است به ویژه اینکه این فعالیت‌ها از زمان قاجاریه در قالب مسئله‌ای اجتماعی نمایان شده است.

این کتاب در بخش‌هایی ازجمله زن قاجاری و مفهوم فردیت در جهان سنت، زن ایرانی، هویت و جهان سنت، آموزش زنان و گذار از سنت، نخستین نشریات زنان در تکاپوی تحول گفتمان سنت، نخستین نشریات زنان در تکاپوی دگرگونی امر روزمره و رویکردهای روزنامه‌نگاری محلی زنان: مورد مقایسه بوشهر و اصفهان تدوین شده است. ضمن آنکه صفحات پایانی کتاب با تصاویری از انواع پوشش زنان قاجار، مزین‌السلطنه مدیر مسئول نشریه شکوفه و هیات مدیره جمعیت نسوان و طنخواه و مکتب‌خانه‌های سنتی و... همراه است.

در متن پشت جلد این کتاب آمده است:

این کتاب حاصل دغدغه‌ای است برای پاسخ به این پرسش که زن سنتی کیست و زن مدرن کدام است؟ درهم‌تنیدگی این مفاهیم در زندگی روزمره‌ی ما و مواجهه‌ی هر روزه با مسائلی از این دست ضرورت پرداختن به این موضوع را آشکار می‌کند .از آنجا که جامعه‌ای همچون ایران این شناخت برای نسل جدید که از یکسو از طریق خانواده و فرهنگ به جاده‌های سنت مرتبط است و از سوی دیگر در ضرورت زندگی معاصر به بزرگراه‌های جهان نوین متصل گشته است، آگاهی از مسیری که طی شده و شناخت از آنچه سنت نامیده می‌شود بی‌تردید لازم و ضروری است. از این رو در این کتاب کوشیده شده ترسیمی تاریخی از وضعیت زنان در گذشته به دست داده شود بخصوص با انتخاب دوره‌ی قاجار که هم بر سنت‌های اجتماعی استوار بود و هم ورود عناصر نوگرایانه را تجربه کرده بود. تجزیه و تحلیل ابعاد گوناگون ساختار و سنت و چگونگی طی شدن مسیر در گذار و مشخصا ابعاد گوناگون آن می‌تواند ما را در طی هوشمندانه و عقلانی مسیر در پیش‌رو یاری کرد. بیشتر می‌توان گفت که در این نوشتار کوشیده شده زن در درون ساختار سنت فهمیده شود و مسیر عبور و تغییرات آن نیز به لحاظ روش‌های مواجهه واکاوی شود چراکه برای هر تغییری باید مساله را به درستی شناخت.

این کتاب در ۱۶۸ صفحه و با قیمت ۲۸ هزار تومان توسط نشر نیلوفر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...