رمان تاریخی "انجمن مخفی" نوشته احمد شاکری به پیشخوان کتابفروشی‌ها آمد.

احمد شاکری درباره این کتاب به مهر گفت: «برخی رمانهای تاریخی با دستمایه قرار دادن وقایع و شخصیت‌های واقعی و برای بازخوانی آنها نوشته می‌شوند ولی "انجمن مخفی" داستان و شخصیت‌هایی تخیلی دارد و در فضایی تاریخی - آخرین ماه‌های سلطنت احمد شاه قاجار - اتفاق می‌افتد.»

وی ادامه داد: «داستان اصلی رمان در یک حوزه علمیه در شهر تهران رخ می‌دهد و طی آن نقبی به خاطرات شخصیت اصلی زده می‌شود و از سوی دیگر وقف‌نامه واقف حوزه علمیه نیز بازخوانی می‌شود؛ وقف نامه‌ای که حکایت سفر واقف (یحیی مکی) به کربلا و بیانگر وقایع عاشورای حسینی است.»

این رمان که دوران مشروطه و شهادت شیخ فضل الله نوری را نیز در دل روایت‌های خود دارد، در مدت چهار سال توسط احمد شاکری نوشته شده است.

"انجمن مخفی" از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی در حدود 470 صفحه در قطع وزیری، شمارگان هزار نسخه و با بهای 3300 تومان منتشر شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...