کتاب «مینوی خرد» در بردارنده نوزده مقاله به یاد احمد تفضلی درباره‌ی تاریخ و تمدن و زبان‌های ایرانی است و توسط محققان ایرانی و اروپایی و آمریکایی نگاشته شده است.

مینوی خرد احمد تفضلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «مینوی خرد» مجموعه مقالاتی در یادبود احمد تفضلی است که به کوشش تورج دریایی و محمود امید سالار گردآوری شده و مهناز بابایی آنرا ترجمه کرده است.

این کتاب در ۲۶۱ صفحه و در قالب ۱۹ فصل از جمله در باب مزدیسنان و معتزله، دیو خشم و یادگار زریران، پیمان، داریوش کذاب و شاپور وارث، کوش نامه، ویرایش‌های شاهنامه و فن تصحیح متن، آیا گشتاسب با خواهرش ازدواج کرد؟ و… با قیمت ۱۰۵ هزار تومان به همت نشر مروارید روانه بازار شده است.

تورج دریایی در پشت جلد کتاب آورده است: کتابی که در پیش رو دارید، مجموعه مقالاتی است که پس از مرگ دانشمند نامی ایران، دکتر احمد تفضلی توسط اینجانب با همکاری دکتر محمود امیدسالار نزدیک به نوزده سال پیش به انگلیسی به چاپ رسیده است. این یادنامه را مینوی خرد نامیدیم چون دکتر تفضلی کتاب مهم پهلوی مینوی خرد را خود ترجمه کردند و در دسترس همگی قرار دادند. همچنین این عنوان برازنده‌ی خود دکتر تفضلی بود چون یکی از عالمان مطالعات زبان پهلوی یا فارسی میانه در جهان بود و فردی بود با دانش و خرد. این نوزده مقاله به یاد ایشان درباره‌ی تاریخ و تمدن و زبان‌های ایرانی است و توسط محققان ایرانی و اروپایی و آمریکایی نگاشته شده است.

گردآورندگان همچنین در بخشی از پیشگفتار کتاب آورده‌اند:

احمد تفضلی، محقق برجسته ایرانی، سال ۱۳۵۷ در اوج فعالیت علمی خود در تهران درگذشت. او ظاهرا قربانی یک سانحه تصادف شد. همان طور که شایستگی و ظرفیت بالای دانشجویانی که او در ایران تربیت کرد به خوبی نشان می‌دهد، مرگ نابهنگام او ضربه سختی به پیشرفت آینده ایران‌شناسی در ایران بود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...