مؤلف در «معدن مس سرچشمه (1357- 1345)» علاوه بر اتکا به تاریخ شفاهی، هم از منابع آرشیوی بهره جسته است و هم با استفاده از نظریه‌پردازی اقتصادی و بررسی تاریخ صنعت مس سرچشمه در چارچوب کلان‌تر تاریخ صنعت معدن در ایران موفق به ارائه روایتی انتقادی از دوران صنعتی‌سازی در ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شده است.

معدن مس سرچشمه (1357- 1345)نقش دولت، کارفرمایان و نیروی کار در شکل گیری صنعت مس ایران»[The State, entrepreneur, and labour in the establishment of the Iranian copper mining industry the sarcheshmeh copper mine]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات شیرازه کتاب ما «معدن مس سرچشمه (1357- 1345)نقش دولت، کارفرمایان و نیروی کار در شکل گیری صنعت مس ایران»[The State, entrepreneur, and labour in the establishment of the Iranian copper mining industry the sarcheshmeh copper mine] به قلم عبدالرضا علمدار با ترجمه عطا رشیدیان را به چاپ رساند.

تاریخ‌نگاری بنگاه‌داری حوزه بالنسبه جدیدی در تاریخ‌نگاری در سطح جهانی به‌شمار می‌آید و مطرح شدن آن به عنوان حوزه‌ای مستقل یا رشته‌ای تخصصی به دهه ۱۹۳۰ بازمی‌گردد و تا سال‌ها به تاریخ شفاهی با هدف گردآوری داستان زندگی مدیران شرکت‌های موفق منحصر بود. هم آن تأخیر و هم محدود ماندن به تاریخ شفاهی به نحو اکید در مورد تاریخ‌نگاری بنگاه‌داری در ایران صادق هستند. علاوه بر این، به‌نظر می‌رسد رشد شتابان بنگا‌ه‌داری مدرن در کشور طی دو دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و سپس وقوع انقلاب ۵۷ فرصت اندکی را برای تحقیق تاریخی در این حوزه در اختیار گذاشته‌اند و نگاه جانبدارانه همچنان نگاه غالب بر این حوزه از تاریخ‌نگاری است. نگاهی که برای مدتی طولانی تنها بر سویه استثمارگرایانه بنگاه‌داری متمرکز بود و اینک چندی است که مسیر عکس را اتخاذ کرده و به ضعف‌های بنگاهداری دولتی معطوف شده‌است.

در کتاب حاضر نویسنده علاوه بر اتکا به تاریخ شفاهی، هم از منابع آرشیوی بهره جسته است و هم با استفاده از نظریه‌پردازی اقتصادی و بررسی تاریخ صنعت مس سرچشمه در چارچوب کلان‌تر تاریخ صنعت معدن در ایران موفق به ارائهٔ روایتی انتقادی شده است از دوران صنعتی‌سازی در ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰.

تاریخچه معدن مس سرچشمه
منطقه مس سرچشمه از قدیم به ‌دلیل جاری بودن آبهای زنگاری‌ رنگ و تشکیل رسوبات آبی ‌رنگ در کف دره‌ ها و جویبارها مورد توجه بوده‌ است. رسوبات نمک که سولفات مس هستند، هم ‌اکنون نیز در کف آبراهه‌ های اطراف معدن قابل مشاهده‌اند. این کانسار برای اولین ‌بار توسط برادران رضایی در سال ۱۹۲۸ کشف شد.

اولین کارهای اکتشافی و پی ‌جویی در سال ۱۹۶۶ توسط سازمان زمین‌‌شناسی کشور در این منطقه انجام شد. کارهای دقیق‌‌تر اکتشافی با حفاری‌ هایی به ‌طول ۱۲۰۰۰ متر ادامه یافت. عملیات معدن ‌کاری در این معدن از سال ۱۳۴۵ با صدور پروانه اکتشاف به نام «شرکت سهامی معادن کرمان» آغاز شد.

در سال ۱۳۴۶ این شرکت به همراه یک شرکت مهندسی مشاور انگلیسی به تهیه نقشه‌‌های زمین‌‌شناسی منطقه پرداخت.

با انحلال مشارکت شرکت‌‌های‌ ایرانی - انگلیسی در سال ۱۳۴۹ ادامه عملیات اکتشافی به «شرکت سهامی معادن مس سرچشمه» سپرده شد و این شرکت توانست تا سال ۱۳۵۴ عملیات حفاری عمیقی در شبکه‌‌های ۱۰۰ متری قائم و ۵۰ متری زاویه ‌دار را به انجام رساند. در سال ۱۳۵۵، به دنبال تحولات پدید آمده در شیلی، شرکت آناکاندا از کمپانی‌های اصلی بهره‌برداری مس شیلی، طی مشارکت با «شرکت ملی صنایع مس ایران» که جایگزین شرکت سهامی معادن مس سرچشمه شده بود، طرح ۲۰ ساله بهره‌برداری از معدن و طراحی کارخانه را آغاز کرد که این برنامه‌‌ها با وقوع انقلاب اسلامی متوقف شد.

انتشارات شیرازه کتاب ما «معدن مس سرچشمه (1357- 1345) نقش دولت، کارفرمایان و نیروی کار در شکل گیری صنعت مس ایران» به قلم عبدالرضا علمدار با ترجمه عطا رشیدیان را در 250 صفحه به بهای صد و چهل هزار تومان به چاپ رساند.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...