ترجمه فارسی کتاب جدید حامد الگار محقق مسلمان آمریکایی با نام «نقشبندیّه» منتشر شد.

به گزارش مهر، «نقشبندیه» با ترجمه داود وفایی و توسط انتشارات مولی منتشر شده است. این‌کتاب پژوهش‌ها و تحقیقات جامع حامد الگار محقق آمریکایی و شیعه را درباره طریقت نقشبندیه و جایگاهش در جهان اسلام در بر می‌گیرد.

نقشبندیه طریقتی است که خواجه‌بهاءالدین نقشبند آن را در سده هشتم هجری بنیان گذاشت و دایره نفوذش به‌تدریج از آسیای میانه و خراسان تا هند و کردستان و آسیای صغیر و شبه‌جزیره بالکان کشیده شد. این‌طریقت در جهان اسلام با دو ویژگی اصلی شناخته می‌شود؛ تاکید بر اجرای احکام شریعت و پرهیز از بدعت و دوم پافشاری بر اعتقادات مذهب اهل سنت؛ به‌گونه‌ای که همیشه به‌عنوان طریقتی سُنی شناخته شده است.

تمام طریقت‌های صوفیانه، موجودیت خود را به سلسله‌ای می‌دانند که به آن وابسته‌اند و اغلب خود را تا امیرالمومنین علی(ع) امتداد می‌دهند. اما نقشبندیه سر سلسله خود را، ابوبکر خلیفه اول می‌دانند. البته شاخه‌ای از نقشبندیه هم با پیوند به امام جعفر صادق (ع) در نهایت امام علی(ع) را سرسلسله و مرشد خود می‌خوانند.

حامد الگار نویسنده کتاب «نقشبندیه» متولد سال ۱۹۴۰ در انگلستان است که در مقطعی از زندگی ابتدا مسلمان و سپس شیعه شد. او دانش‌آموخته رشته زبان فارسی و عربی بخش زبان‌شناسی دانشگاه کمبریج است و تحصیلاتش را در سال ۱۹۶۱ به پایان رساند. او به‌مدت یک‌سال در مقطع دکتری در دانشگاه تهران تحصیل کرد و سپس برای آموختن زبان ترکی به استانبول رفت. او در سال ۱۹۶۳ به کمبریج بازگشت و رساله‌اش با عنوان «نقش سیاسی روحانیون در ایران قرن نوزدهم» را در سال ۱۹۶۵ تکمیل کرد. سپس همکاری‌اش با بخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه کالیفرنیا آغاز شد.

الگار مشغول تدریس عرفان، تشیّع، تفسیر، تاریخ اسلام در ایران، عربی، فارسی، ادبیات صوفیه و فلسفه اسلامی در دانشگاه کالیفرنیاست و تاریخ دینی ایران و ترکیه همیشه برایش جذاب و موضوع تحقیق بوده است. این پژوهشگر ۷۹ ساله علاوه بر تالیفاتش، ترجمه کتاب‌هایی از عربی، فارسی و ترکی را هم در کارنامه دارد. حامد الگار درباره امام خمینی(ره) و تحسین روش مبارزه اسلامی و جهاد او هم تحقیقاتی داشته است.

عناوین فصول اصلی کتاب پیش‌رو به‌ترتیب عبارت‌اند از:

مقدمه مترجم، مقدمه نویسنده بر ترجمه فارسی کتاب، مقدمه نویسنده بر ترجمه ترکی کتاب، تاریخچه طریقت نقشبندیه، ابعاد سیاسی تاریخ نقشبندیه، ذکر خفی و جهری در طریقت نقشبندیه، بازتاب اندیشه ابن‌عربی در سنت متقدم نقشبندیه، جامی و تصوف، از کاشغر به ایوب، نقشبندیان و صفویان، نقشبندیه خالدیه در تالش، عناصر ملامتی در سنت نقشبندیه دوره نخست، اصول و آداب نقشبندیان خالدی در ترکیه عثمانی، طریقت نقشبندیه در جمهوری ترکیه، تصوف و طریقت در زندگانی و آثار بدیع‌الزمان، مجدّد قرن: بدیع‌الزمان سعید نورسی و سنت تجدید،‌ یادداشت‌هایی درباره نقشبندیه در بوسنی، شیخ زین‌الله رسول‌اف واپسین شیخ اعظم نقشبندیه، خواجگان، نگاهی به تاریخ نقشبندیه در ایران، نگاهی به تاریخ نقشبندیه در ترکیه، دهبیدیه شاخه‌ای از نقشبندیه در آسیای میانه، نقشبندیه در دوره‌های اخیر،‌ خالدیه، برخی از چهره‌های اصلی نقشبندیه.

داود وفایی مترجم کتاب نیز به‌عنوان بازگردان متون و کتاب‌های عرفانی شناخته می‌شود که چندین کتاب دیگر از جمله «حروفیه» را با همکاری نشر مولی منتشر کرده است. «سفر به مبدا: مباحث عرفانی در گفتگو با دکتر محمود ارول قلیچ»، «ابن‌عربی»، «نمادگرایی در اندیشه‌ ابن عربی»، «اوحدالدین کرمانی و حرکت اوحدیه»، «زندگی، آراء و آثار فخرالدین رازی»، «عرفان و انسان قدسی: گفتگوهایی درباره جایگاه عرفان در آناتولی»، «جنبش‌های انقلابی صوفیان در هند و امام ربانی» و بازگردانی مجموعه رسائل سعید نورسی از جمله ترجمه‌های او هستند.

در قسمتی از کتاب «نقشبندیه» می‌خوانیم:

پیشتر بیان شد که هم سلسله نقشبندیان به ابوبکر منتهی می‌شود هم سلسله ملامتیان. برخی نقشبندیان منتهی‌شدن سلسله طریقت‌شان به ابوبکر را نوعی برتری دانسته‌اند؛ اما وقتی از خواجه بهاءالدین درباره سلسله‌اش پرسیدند به طور سرپوشیده گفت: «کسی از سلسله به جایی نمی‌رسد.» این سخن البته در پی رد سلسله یا کاهش ارزش آن نیست بلکه برعکس، صاحب سخن می‌خواهد بر اهمیت برخورداری از قصد و نیت قطعی در طی طریق معنوی تاکید کند. ضمانت سلسله یا شجره معنوی در رسیدن فرد به خدا، در سنت ملامتی نیز مفهوم بیگانه و ناشناخته‌ای است.

و سرانجام در بحث تمایلات معنوی باید از واژه‌ای یاد کرد که طریقت نام از آن گرفته است؛ ملامت؛ یعنی آن که فرد به هیچ‌وجه نباید از نفس خویش خشنود و خرسند باشد؛ و هیچ‌گاه نباید به حالی که دارد و کارهایی که انجام می‌دهد بسنده کند. سلمی در بیان یکی از اصول ملامتیه می‌گوید: «انسان باید خصم نفس خویش باشد و هیچ‌گاه از کرده‌هایش احساس رضایت نکند... مومن در موضوعات مربوط به حالات و اعمال و ادعیه و سخنان خود باید به نام خدا خصم خود باشد (خصم‌الله علی نفسه). تحقیر طبیعت نفس و ناچیز دانستن ارزش اعمال، از موضوعاتی است که در حکایات مربوط به زندگی خواجه‌بهاءالدین نقشبند با آن بسیار مواجه می‌شویم. برای مثال صلاح‌الدین بخاری در کتاب انیس الطالبین خود می‌گوید استاد بزرگ به هر پدیده‌ای در جهان که نگاه کرد به اعتبار اصل و اساس آن را افضل از خود دید. «من خود را بهتر از دیگران می‌شناسم و این را بسیار خوب می‌دانم که از یک سگ نه تنها برتر و بهتر نیستم بلکه شاید پست‌تر هم باشم.»

اشتباه است اگر گفته شود خواجه‌بهاءالدین خود را میراث‌دار ملامتیه می‌دانست یا متوجه شباهت‌هایی که بیان کردیم بوده است. اما در کتاب فصل‌الخطاب درباره تشابهات و قرابت‌های نقشبندیه و ملامتیه توضیحاتی وجود دارد. کتاب متعلق به یکی از نزدیک‌ترین طلبه‌های خواجه‌بهاءالدین، یعنی محمد پارسا (وفات: ۱۴۱۹/۸۲۲) است.

این‌کتاب با ۵۳۲ صفحه، شمارگان ۲ هزار و ۵۲۰ نسخه و قیمت ۱۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...